( 1 )
يازدهم : « جدال » است
؛ و آن گفتن : « لا و اللّه » و « بلى و اللّه » است و هر چيزى كه در هر زبانى هم معناى آن باشد در صورتى كه در مقام اثبات چيزى يا نفى آن باشد . و اگر قسم به لفظ جلاله « اللّه » يا مرادف آن باشد جدال مىباشد .
او احتياط آن است كه ساير نامهاى خداى متعال مانند رحمان و رحيم و خالق آسمانها و مانند اينها به لفظ جلاله ملحق باشد ، و اما سوگند به غير خداى متعال از مقدسات ، ملحق به جدال نمىباشد .
( 2 )
مسألهء 24 - اگر در جدال راستگو باشد و ( حد اكثر ) آن را دو بار تكرار كند
كفارهاى بر او نيست .
و در مرتبهء سوم كفاره هست كه يك گوسفند باشد ؛ و اگر دروغگو باشد احتياط آن است كه در يك مرتبه ، يك گوسفند كفاره بدهد ، و در دو مرتبه يك گاو و در سه مرتبه يك شتر ( كفاره دهد ) بلكه خالى از قوت نيست .
( 3 )
مسألهء 25 - اگر به دروغ جدال كند و كفاره بدهد سپس براى مرتبهء دوّم جدال نمايد
بعيد نيست كه يك گوسفند واجب باشد نه يك گاو ، و اگر دو بار جدال كند و يك گاو كفاره دهد سپس بار ديگر جدال نمايد ظاهر اين است كه كفارهاش يك گوسفند باشد و در همين فرض اگر دو بار ( ديگر ) جدال كند ظاهر اين است كه كفارهاش يك گاو است نه يك شتر .
( 4 )
مسألهء 26 - اگر بيشتر از سه مرتبه با راستگويى جدال نمود
بر او يك گوسفند است . البته اگر بعد از سه مرتبه كفاره بدهد سپس سه مرتبه ( ديگر ) و بيشتر جدال نمايد كفاره ديگرى بر او واجب است .
و اگر به دروغ ده مرتبه يا بيشتر جدال نمايد كفارهاش يك شتر است اما اگر بعد از سه مرتبه - يا بيشتر كفاره بدهد سپس جدال نمايد كفاره بر ترتيب گذشته تكرار مىشود .
( 5 )
مسألهء 27 - در مقام ناچارى براى ثابت كردن حقى يا باطل كردن باطلى قسم به لفظ جلاله و غير آن جايز است .
( 6 )
دوازدهم : كشتن جانورانى كه در بدن سكونت مىگزينند
از قبيل شپش و كك و مانند اينها .
و همچنين است حيواناتى كه در بدن ديگر حيوانات مىباشند . و انداختن آنها از بدن و انتقال دادن آنها از جايشان به جايى كه از آن مىافتد جايز نيست بلكه احتياط آن است كه آنها را به جايى كه در معرض سقوط مىباشند انتقال ندهد ؛ بلكه احوط اولى آن است كه به جايى كه محل اوّلى شان بيشتر آنها را حفظ مىكند آنها را انتقال ندهد ، و بعيد نيست كه در كشتن آنها كفاره نباشد ليكن احتياط آن است كه مشتى از طعام صدقه بدهد .