تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
باشد چيزى بر زن نيست و بر مرد دو كفاره ( واجب ) است و اگر زن با او موافقت كند بر زن يك كفاره و بر مرد ( هم ) يك كفاره ( واجب ) است . ( 1 )

مسألهء 5 - هر چيزى كه موجب كفاره است چنانچه از روى جهل به حكم يا از روى غفلت يا فراموشى انجام بگيرد

حج و عمره‌اش با آن باطل نمىشود و چيزى بر او نيست . ( 2 )

سوم : عقد كردن براى خود يا براى ديگرى و لو اينكه آن ديگرى در احرام نباشد .

و بنابر احتياط شاهد شدن در عقد و اقامهء شهادت بر آن اگر چه آن را در وقتى كه محلّ بوده است متحمل شده است ( جايز نيست ) گرچه جايز بودن آن بعيد نيست ، و اگر در حال احرام براى خودش عقد كند ، در صورتى كه حكم را مىدانسته آن زن دائما بر او حرام مىشود ، و اگر حكم را نمىدانسته عقد باطل است ليكن آن زن دائما بر او حرام نمىشود و احتياط آن است كه مخصوصا در صورت نزديكى با او ، حرام دائمى ( محسوب ) شود . ( 3 )

مسألهء 6 - خواستگارى نمودن در حال احرام جايز است

ولى احتياط ترك آن است و رجوع در طلاق رجعى جايز است . ( 4 )

مسألهء 7 - اگر مرد در حالى كه محل است بر زنى كه محرم است ( براى خودش ) عقد ببندد

احتياط آن است كه با او نزديكى و مانند آن نكند و با طلاق از او جدا شود و اگر حكم را مىدانسته او را طلاق دهد و هرگز با او ازدواج نكند . ( 5 )

مسألهء 8 - اگر براى شخصى كه محرم است عقد نمايد

، و او با آن زن نزديكى و دخول نمايد ، پس اگر آنان ( هر سه ) حكم را مىدانستند بر هر يك از آنها كفاره واجب است و كفاره يك شتر است ، و اگر به او دخول نكرده باشد بر هيچ كدام از آنها كفاره نيست ، و در اين حكم ، بين عقدكننده و زن ، محل باشند يا محرم فرقى نيست . و اگر بعضشان حكم را مىدانسته و بعضى نمىدانسته ، شخصى كه مىدانسته بايد براى خودش كفاره بدهد نه جاهل . ( 6 )

مسألهء 9 - در احكامى كه گفته شد ، بين عقد دائم و عقد منقطع ظاهرا فرقى نيست .

( 7 )

چهارم : به صدد بيرون آوردن منى بر آمدن ، با دستش يا غير دست به هر وسيله‌اى باشد

؛ پس اگر منى بيرون آيد يك شتر بر او ( واجب ) است ، و احتياط آن است كه چيزى كه جماع موجب بطلان آن مىشد بنابر آنچه كه گذشت ( بواسطه استمناء هم ) باطل شود . ( 8 )

پنجم : ( استعمال ) عطريات با همه اقسامش حتى كافور

، بطور رنگ‌آميزى و ماليدن و بخور دادن ، بر بدن باشد يا لباسش ، و پوشيدن چيزى كه بوى عطرى دارد جايز نيست ، و خوردن چيزى كه داراى عطر است مانند زعفران جايز نيست ، و اقوى آنست كه زنجبيل و دارچين حرام نيست و احتياط اجتناب است . ( 9 )

مسألهء 10 - واجب است كه از رياحين يعنى هر روئيده‌اى كه داراى بوى خوش و عطرى است كناره‌گيرى شود

، مگر بعضى از انواع آنها كه صحرايى است مانند « خزامى » - كه بنابر آنچه