و نقره و در غلّات چهارگانه ( يعنى ) گندم و جو و خرما و كشمش واجب است و در غير اين نه چيز زكات واجب نيست . و زكات در ميوهها و غير آن از چيزهايى كه از زمين مىرويد حتى گياه أشنان « 1 » مستحب است بر خلاف سبزيها و ترهجات مانند قتّ « 2 » و بادنجان و خيار و خربزه و مانند آن ( كه مستحب نيست ) . و استحباب زكات در حبوبات خالى از اشكال نيست . و همچنين است در مال التجاره و اسبهاى ماده . ( كه خالى از اشكال نيست ) و امّا اسبهاى نر و استرها و الاغها زكات در آنها مستحب نيست . و كلام در مورد نه چيزى كه زكات در آن واجب است در سه فصل قرار مىگيرد : ( 1 )
فصل اول در زكات چهار پايان
( 2 ) و شرايط وجوب زكات چهار پايان - علاوه بر شرايط عمومى گذشته - چهار چيز است :
1 - نصاب 2 - چريدن در بيابان 3 - گذشتن سال 4 - كارى نبودن آنها .
( 3 )
گفتارى درباره نصاب
( 4 )
مسألهء 1 - در شتر دوازده نصاب است :
« پنج ( شتر ) » و ( زكات ) در آن يك گوسفند است .
سپس « ده ( شتر ) » و در آن دو گوسفند است . و سپس « پانزده ( شتر ) » و در آن سه گوسفند است . و سپس « بيست ( شتر ) » و در آن چهار گوسفند است . و سپس « بيست و پنج ( شتر ) » و در آن پنج گوسفند است . و سپس « بيست و شش ( شتر ) » و در آن يك شتر ماده است كه داخل سال دوّم شده باشد . و سپس « سى و شش ( شتر ) » و در آن يك شتر ماده است كه داخل سال سوم شده باشد . و سپس « چهل و شش ( شتر ) » و در آن يك شتر ماده است كه داخل سال چهارم شده باشد . و سپس « شصت و يك ( شتر ) » و در آن يك شتر ماده است كه داخل سال پنجم شده باشد . و سپس « هفتاد و شش ( شتر ) » و در آن دو شتر ماده است كه داخل سال سوم شده باشند . و سپس « نود و يك ( شتر ) » و در آن دو شتر ماده است كه داخل سال چهارم شده باشند .
و سپس « صد و بيست و يك ( شتر ) » كه در هر پنجاه شتر يك ماده شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد و در هر چهل شتر يك شتر مادهاى كه داخل سال سوم شده باشد ؛ يعنى واجب است از اين دو عدد هر عددى را كه مطابق شود رعايت كند ، و اگر مطابق نشود مگر با هر دو عدد بايد هر دو ملاحظه شوند . و اگر با هر يك از آنها مطابقت حاصل شود مخيّر است كه به هر كدام بخواهد و يا با هر دو حساب كند . و بنابراين موردى كه مطابقت حاصل نشود تصوّر نمىشود ، بلكه در اعداد اصلى به يكى از راههاى مزبور مطابقت حاصل مىشود . البته در جايى كه عدد مشتمل بر خرده باشد ، و خرده عبارت از يك تا نه است كه ميان دو عدد اصلى قرار
هامش
( 1 ) أشنان : نباتى است كه روى بدنه درخت و صخرهها مىرويد و براى شستن دست استفاده مىكنند .
( 2 ) قتّ : دانهاى كه در برخى از گياه صحرا وجود دارد و صحرانشينان بعد از كوبيدن و پختن ، آن را مىخورند .