مسافرت باشد ( كه به عهده او نيست ) .
( 1 )
مسألهء 5 - قربانى به عهدهء ولى مىباشد
، و همچنين است كفّارهء صيد ، و همچنين است بنابر احتياط ساير كفّارات .
( 2 )
مسألهء 6 - اگر بچهء مميّز حج نمايد و به مشعر الحرام درحالىكه بالغ شده است برسد
، و همچنين اگر ديوانه حج كند و قبل از مشعر عاقل شود بنابر اقوى حج هر دو از حجة الاسلام كفايت مىكند ، اگر چه احتياط آن است كه بعد از آن در صورت استطاعت ، حج را اعاده كند .
( 3 )
مسألهء 7 - اگر بچه به حج برود و پيش از آنكه در ميقات احرام ببندد بالغ شود
و مستطيع باشد اگر چه از همانجا ( يعنى فقط مخارج به حج رفتن از آنجا را داشته باشد ، نه به حج رفتن از شهرش را ) حج او حجة الاسلام است .
( 4 )
مسألهء 8 - اگر به اعتقاد اينكه بالغ نيست حج مستحبّى نمايد
و بعد از حج خلاف آن معلوم شود ( كه بالغ بوده است ) و يا به اعتقاد اينكه مستطيع نيست ( حج مستحبى كند ) و خلاف آن روشن گردد بنابر اقوى كفايت از حجة الاسلام نمىكند مگر آنكه اشتباه در تطبيق آنها ممكن باشد .
( 5 )
دوّم آنها حرّ بودن است .
( 6 )
سوم آنها استطاعت
از نظر مال و سلامتى و نيروى بدن و باز بودن و سالم و امن بودن راه و وسعت داشتن و كافى بودن وقت براى حج است .
( 7 )
مسألهء 9 - در وجوب حج قدرت عقلى كافى نيست
، بلكه در آن استطاعت شرعى معتبر است و استطاعت شرعى توشهء سفر و مركب و ساير چيزهايى كه در آن اعتبار دارد مىباشد ، و با نبودن چنين استطاعتى ، حج واجب نيست و كفايت از حجة الاسلام نمىكند ؛ و بين كسى كه با پياده رفتن و كسب كردن و در راه بتواند حج كند و غير او فرقى نيست ، چنين كارى مخالف شأن و شخصيت او باشد يا نه ؟ و ( همچنين ) بين دور و نزديك فرقى نيست .
( 8 )
مسألهء 10 - بودن عين زاد و راحله نزد او شرط نيست
؛ بلكه وجود مالى كه جهت تحصيل زاد و راحله امكان صرفش باشد ، كفايت مىكند ، نقد باشد يا غير نقد از اجناس ديگر ( كه قابل عرضه نمودن است ) .
( 9 )
مسألهء 11 - مقصود از توشه و مركب آن است كه بحسب حال او از نظر قوت و ضعف ، و بالا و پايين بودن شأن ( اجتماعى او ) در سفر حج به آن نيازمند است
، و كمتر از آن كفايت نمىكند ، و ( تشخيص در ) همهء اين موارد واگذار به عرف است ، و اگر با نبود چنين زاد و راحلهاى ، با تكلّف و سختى ، حج بجا آورد كفايت از حجة الاسلام نمىكند ، كما اينكه اگر كاسبى باشد