داشت ، انفال متعلّق به او بود . و انفال چند چيز است : ( 1 ) از آن جمله است - هر چيزى كه با اسبان و سواران بر آن تاخته نشده است ( و از طريق جنگ با كفّار بدست مسلمانان نيفتاده است ) زمين باشد يا غير زمين ، اهالى آن از آن كوچ كرده باشند و يا آن را با ميل و رغبت به مسلمانان تسليم نموده باشند .
( 2 ) و از آن جمله است - « زمين مواتى » كه مورد استفاده نيست مگر اين كه آباد و اصلاح شود يا براى آن كه نيزار است يا براى اينكه آب از آن قطع شده است يا براى اينكه آب آن را فرا گرفته و يا براى غير اينها ، چه ملك ديگرى واقع نشده باشد مانند صحراهاى بىآب و علف سوزان ، يا ملك كسى بوده و ليكن مالك آن از بين رفته و الآن شناخته نشود . و قريهها و شهرهايى كه اهل آنها كوچ كرده سس خراب شده است مانند بابل و كوفه و مانند اينها به زمين موات ملحق مىشود ، پس اين شهرها زمين و آثار آن مانند سنگها و مثل آنها از انفال مىباشد ، و زمين مواتى كه در زمين مفتوح عنوة واقع شده بنابر اقوى مانند غير آن ( جزء انفال ) است . ولى اگر معلوم باشد كه در حال فتح مسلمين ، آباد بوده و بعد از آن حالت موات بر آن عارض شده است پس در اين كه از انفال است يا بر ملك مسلمين باقى مىباشد مانند زمينى كه فعلا آباد است ترديد و اشكال است كه دومى آنها خالى از رجحان نيست .
( 3 ) و از آن جمله است - كنارههاى درياها و نهرها ، بلكه هر زمينى كه صاحب نداشته باشد - البته اطلاق آن اشكال دارد - اگر چه خالى از قرب نمىباشد ، و اگر چه موات نباشد بلكه بدون زحمت و تكلّف قابل استفاده باشد ، مانند جزائرى كه در دجله و فرات و مانند آنها بيرون مىآيد .
( 4 ) و از آن جمله است - سر كوهها و آنچه كه از گياه و درختها و سنگها و مانند آنها در آنها مىباشد ، و عرصهء وادىها و « آجام » و آن زمينهايى است كه به نى و درختان پوشانده شده است .
و در اين سه ، بين آن كه در زمين امام ( عليهم السّلام ) باشد يا در مفتوح عنوة يا در غير اينها باشد فرقى نمىكند ؛ البته آنچه كه ملك شخصى باشد سپس مثلا نيزار شود بر آنچه كه بوده است باقى مىماند ( و ملك صاحبش مىباشد ) .
( 5 ) و از آن جمله است - آنچه از مختصات شاهان بوده است از اموال غير منقول و منقول .
( 6 ) و از آن جمله است - غنيمت ممتاز ، مانند اسب سوارى نجيب و لباس گرانقيمت و شمشير برنده ، و زره فاخر ، و مانند اينها .
( 7 ) و از آن جمله است - غنيمتهايى كه ( جنگ در آن ) با اذن امام ( عليهم السّلام ) نباشد .
( 8 ) و از آن جمله است - ارث كسى كه وارثى نداشته باشد .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: السيد الخميني
ص١١١