اكتفا به آيات غير منسوخ التلاوة به پاى مصحف ابو بكر نمىرسيدند « 1 » ليكن اين ادعا نه مقبول است و نه قابل فهم به دلايل زير :
1 - ما معناى هفت حرف « سبعة احرف » را اساسا نمىفهميم . و ثابت كرديم كه حديث نزول قرآن بر هفت حرف درست نيست و معتقديم قرآن به حرف واحد از نزد واحد قيوم ، فرودآمده است . براى اين بحث فصل مستقلى باز كردهايم كه خواهد آمد .
2 - جاى اين سؤال از « قطّان » و ديگرانى مانند اوست كه چه كسى به او گفته است مصحف خليفه مشتمل بر حروف هفتگانه بوده است اما مصاحف ديگران از اين امتياز بىبهره مانده است ؟ حال منظور از هفت حرف هر چه مىخواهد باشد ! . . .
و باز چه كسى گفته است مصحف « ابو بكر » از دقت ، ترتيب ، آيات مجمع عليها ، جمع ، و آيات غير منسوخ التلاوة در نهايت استقصاء بوده است ؟ اما مصاحف ديگران اين درجه از دقت و جمع و استقصاء را نداشته است ؟
در اينجا ما بعيد نمىدانيم كه بگوييم : آنچه را به ابى ابن كعب درباره سورهء « الحفد » و « الخلع » و ديگر سور نسبت داده شده است - بعدا بحث از اين سور خواهد آمد - براى بىارزش كردن مصاحف ديگران و بالا بردن ارزش مصحف زيد بوده است كه البته ناكام ماند و توضيح آن خواهد آمد .
3 - چرا به مصحف پيامبر - ص - اعتماد نكردند چون كه حتما مصحف پيامبر - ص - هم مشتمل بر حروف سبعة ( به فرض صحت ) بوده است ؟ آيا معقول است كه مصحف ابو بكر مشتمل بر حروف سبعة باشد اما مصحف پيامبر - ص - از اين امتياز بىنصيب باشد ؟ .
4 - آخرين سخن آن كه قبلا سخن « ابن سيرين » را نقل كرديم : ابو بكر و عمر مردند اما موفق به جمع كردن قرآن نگشتند .
سازش ناموفق و غير مقبول
« زركشى » مىگويد : « قرآن در زمان پيامبر اكرم - ص - همين تأليف و جمع فعلى را داشت تنها فرقى كه داشت آن بود كه در يك مصحف گردآورى نشده بود . چون بعضى آيات دچار نسخ مىشد . . . » « 2 » . بازمىگويد : « . . . از زيد براى ما نقل است كه : تأليف
هامش
( 1 ) رك : مباحث فى علوم القرآن قطان ، ص 128 و 133 . و بحوث فى تاريخ القرآن و علومه ، ص 125 .
( 2 ) البرهان زركشى ، ج 1 ، ص 235 .