در بيان خود : « . . . هنگامى كه قائم ما قيام كند كتاب خداوند را چنان كه شايستهء آن است قرائت خواهد كرد . و مصحف على - ع - را ظاهر خواهد كرد . . . » به اين نكته اشاره كند كه افهام عمومى از درك معناى درست آيات قاصر است و آنچه را كه آنان تفسير و تأويل آيات مىدانند ، صلاحيت تأويل و تفسير آيات را ندارد . كما آن كه از معرفت نازله با آيات بىخبر مىباشند و با رسول خدا - ص - زندگى نكردهاند و آيات را از او فرا نگرفتهاند . قبلا سخن عكرمه را در اين زمينه نقل كرديم كه : « اگر جن و انس جمع شوند و بخواهند قرآن را طبق نزول آيات مرتب كنند نخواهند توانست « 1 » » .
به اضافه آن كه تغييرات ادعايى مستند به برخى اخبار آحاد است و تضمينى بر درستى اين اخبار نمىباشد . لذا ناچار ، ملتزم به اجماع امت شده و آنچه را كه مقبول همگان است و صحت آن قطعى تلقّى شده است مىپذيريم .
شيخ مفيد ( ره ) در سخن زير به اين مطلب اشاره دارد : به اين دليل ما را از قرائت بر طبق بعضى از اخبار كه با مصحف فعلى اختلاف دارد منع كردهاند كه اين اخبار به صورت آحاد نقل شده است و چه بسيار كه فرد واحد در منقولات خودش دچار خطا شده است « 2 » .
6 - شخصى در مقام استدلال بر مطلبى - غير از مطلب ما - مىگويد : « . . . اگر درست باشد . كسى آيات قرآن را به مترادف و يا غير مترادف آن تبديل كند ، قرآن بودن قرآن از ميان مىرود . در حالى كه كلام خداوند است ، و اعجاز جاويدان ، مخدوش مىگردد و سخن خداوند تحقق پيدا نمىكند كه :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . . .
« 3 » 7 - از سفيان بن سمط مروى است كه : از امام صادق - ع - خواستار تنزيل قرآن شدم ؟ امام فرمود : آنچنان بخوانيد كه به شما آموختهاند « 4 » . ائمه - عليهم السلام - مردم را از ادخال تفاسير و تأويلات ، در قرائات خود منع مىكردند .
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 58 .
( 2 ) عدة رسائل / مفيد ، ص 226 المسائل السروية .
( 3 ) مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 144 .
( 4 ) الكافى ، ج 2 ، ص 461 . وسائل ، ج 4 ، ص 821 . كتاب الصلاة مصباح الفقيه ، ص 275 . التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 289 و البحر الزخار ، ج 2 ، ص 247 . در حاشيه كتاب مىگويد : اين روايت در : انتصار هم نقل شده است .