و السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار الذين اتبعوهم باحسان . . . .
زيد بن ثابت آيه را درست خواند - با افزايش « واو » قبل از « الّذين » و به عمر يادآورى كرد اما عمر قبول نكرد تا همين آيه را مجددا از ابى بن كعب شنيد « 1 » .
در فصل گذشته نمونههاى متعددى را از اين گونه قرائات خطا و نادرست كه منشأ آن فراموشى حافظان است نقل كرديم لذا ديگر تكرار نمىكنيم .
علاوه بر تمام موارد مذكور يك مسألهء ديگر آن كه : عدهاى از قراء مشهور از طرف مورخين و فقها دروغگو شناخته شدهاند و روايات آنها مطرود است « 2 » .
اختلاف لهجهها
يكى ديگر از تصرفات ناشى از اختلاف ، لهجههاى قبايل عرب بوده است . اختلاف لهجهها گاهى تا حدى مىرسيده است كه به نظر ، لغت بيگانهاى مىآمده است .
ابو عمرو بن العلاء مىگويد : « نه زبان حمير و قسمتهاى دور يمن زبان ما است و نه عربى آنها مانند عربى ماست « 3 » مثلا قبيله « قيس » كاف تأنيث را به « شين » تبديل مىكند و به جاى :
« جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا »
مىگويد : « جعل ربش تحتش سريا » « 4 » .
و قبيله تميم « سين » را به « تا » تبديل مىكنند و به جاى : « الناس » ؛ « النات » مىگويند . و يا ابو السوار غنوى مىگويد : « هياك نعبد و هياك نستعين اين لغت مشهورى است » « 5 » .
و ديگرى مىخواند : « ايّاك » به فتح همزه و آن را لغت مشهورى مىداند « 6 » .
هامش
( 1 ) الجامع لاحكام القرآن ، ج 8 ص 238 . جامع البيان ، ج 10 ، ص 7 . تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 304 .
فتح القدير ، ج 2 ، ص 398 . الدر المنثور ، ج 6 ، ص 269 به نقل از : ابى عبيد ، سنيد ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن مردويه و ابى الشيخ ، و كنز العمال ، ج 2 ، ص 379 .
( 2 ) براى نمونه رك : القراءات القرآنية تاريخ و تعريف ، ص 68 به نقل از : طبقات ابن جزرى و ديگران .
( 3 ) التمهيد ، ج 2 ، ص 25 . به نقل از : الخصائص ابن جنى ، ج 1 ، ص 392 . و ضحى الاسلام ، ج 2 ، ص 244 .
( 4 ) الجامع لاحكام القرآن ، ج 1 ، ص 45 .
( 5 ) الجامع لاحكام القرآن قرطبى ، ج 1 ، ص 146 . و فتح القدير ، ج 1 ، ص 22 .
( 6 ) الجامع لاحكام القرآن قرطبى ، ج 1 ، ص 146 .