در بر دارد . كمترين نقصانى به آن راه نيافته است . حتى حرفى از آن ساقط نشده است .
و تمام پيروان حق و باطل در آن مشخص شدهاند و نامشان مسطور است . ديدند اين قرآن ، نقص ( نقض ) عهد آنان را روشن مىكند لذا گفتند : به اين قرآن نيازى نداريم « 1 » . . . » آبيارى در اين باره مىگويد : افراد متعددى نقل مىكنند كه : مصحف امام - ع - بر اساس ترتيب نزول و مقدم داشتن منسوخ بر ناسخ نوشته شده بود « 2 » شيخ صدوق ماجراى پذيرفته نشدن قرآن امام - ع - را چنين نقل مىكند : پس از آن كه : امير المؤمنين قرآن را نوشت آن را نزد قوم آورد . و فرمود : اين قرآن ، كتاب پروردگارتان مىباشد . همچنان كه بر پيامبرتان نازل گشت جمع شده است . نه حرفى بر آن افزوده شده است و نه حرفى از آن كم شده است . آنان گفتند : ما را حاجتى به اين مصحف نيست . و مانند آن را داريم . امير المؤمنين از آنان روى برگرداند . و در حالى كه مىرفت اين آيه را تلاوت مىكرد :
فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ
. « 3 » علت نپذيرفتن قرآن آن بود كه : ابو بكر اوّلين صفحه اين مصحف را كه گشود رسوائى خود و هم مسلكان خود را در آن ديد . يعنى مهاجرين و انصار از آن ترسيدند كه اين مصحف منافع آنها را به خطر اندازد لذا آن را رد كردند . و در صدد تهيّه جايگزينى براى اين مصحف برآمدند . و قرعهء فال به نام « زيد بن ثابت » اصابت كرد . آنان هم به زيد دستور دادند قرآنى براى آنان جمع كند كه به مصالح آنان لطمهاى نزند « 4 » .
« ابن سيرين » معتقد است كه : امام در مصحف خود ناسخ را از منسوخ متمايز كرده بود . از ابن سيرين نقل شده است كه : در صدد تهيه مصحف امام - ع - برآمدم . و از مدينه خواستار آن گرديدم . اما بر آن دست نيافتم « 5 » و باز از ابن سيرين نقل است كه : به من خبر
هامش
( 1 ) الاحتجاج ، ج 1 ، ص 383 . بحار ، ج 89 ، ص 40 و 41 . البيان ، ص 242 به نقل از : تفسير صافى ، مقدمهء ششم ، ج 1 ، ص 42 . و بحر الفوائد ، ص 99 .
( 2 ) تاريخ القرآن آبيارى ، ص 85 به نقل از : تاريخ القرآن زنجانى ، ص 26 . اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 89 به نقل از : الاتقان سيوطى به نقل از : ابن ابى داود و تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ، ص 317 .
( 3 ) اعتقادات صدوق ، باب : الاعتقاد في مبلغ القرآن . و مناقب ابن شهرآشوب ، ج 2 ، ص 41 .
( 4 ) احتجاج ، ج 1 ، ص 227 و 228 . بحار ، ج 89 ، ص 42 و 43 . بصائر الدرجات ، ص 196 . و بحر الفوائد ، ص 99 .
( 5 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 58 . مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 247 . تاريخ القرآن زنجانى ، ص 48