طرفى اگر بخواهيم اصطلاح « لر » را مشتق از كلمات ايرانى بدانيم ميتوان گفت اصطلاح لر مأخوذ از لهراسب است ( اين نظريه پيشتر بوسيله دوبد
De Bode
پيشنهاد شده است ) .
يوستى در كتاب خود نامنامهء ايرانى
Iranisches Nomenbuch
اظهار ميدارد كلمه « لر » را مىتوان بعنوان به
Rudhra
يعنى قرمز نسبت داد شايد محلى را كه ياقوت رور
Rur
ناميده است از همان
Rudhra
مشتق شده باشد . از طرفى در تاريخ گزيده آمده است كه « لور » همان « لير » است كه در زبان لرى به كوهستانهاى پوشيده از جنگل اطلاق مىشود .
لرها از نظر قومشناسى
زبانشناسان لرها را به منطقه فارس مربوط ميدانند و حال آنكه روايات محلى 39 لرهاى اصلى را قبايلى مىداند كه از مانرود آمدهاند . بنا بگفتهء مؤلف تاريخ گزيده ( ص 539 و 547 ) در ولايت مانرود دهكدهاى است كه آن را كرد خوانند و در آن حدود بندى وجود دارد كه آن را به زبان لرى كول نامند و در آن بند موضعى است كه آن را لر خوانند ، و چون اصل ايشان از آن موضع برخاسته است بدان سبب ايشان را لر گفتهاند . كلمه مانرود شباهت زيادى به ماديان رود دارد ( بقول ژوكوفسكى 40 ( ص 158 ) كلمه ماديان در زبان لرى به صورت مان و يامون 41 به كار برده مىشود ) . بهرحال با ملاحظه بعضى از رويدادهاى تاريخى مىتوان محل ماديان رود را در نزديكى منگره جستجو كرد . مؤلف تاريخ گزيده ( ص 158 ) از محلى بين مانرود 42 - سمها
Samha
و منگره 43 نامبرده و مىنويسد كه قبيلههاى گوره
Guruh
مستقر در كول مانرود بعدها باسم مناطقى كه در آنجا سكونت يافتند معروف شدهاند مانند قبيله جنگروى ( مربوط به محل چنگروى ) و قبيله اترى
Utari
مربوط به محل ازترى
Aztari
. در ضمن لازم بيادآورى است كه خانواده حاكم اتابك لرستان ( لر كوچك ) از همين قبيله جنگروى بوده است .
بعضى از اسامى طوايف امروزى با فهرستى كه در تاريخ