پشتكوه ) ، ممسنى ، كهكيلويه و بختيارى تقسيم ميشوند 37 . مانند اكراد ، وجه مشترك بين لرها زبان آنهاست . صفت اختصاصى گويش لرى بيانگر آنست كه اين منطقه اصولا تحت تأثير ايرانيان پارسى ( زبان ) قرار گرفته است نه مادها 38 .
اقوام بومى كه پيش از آمدن آرياها در اين سرزمين ميزيسته يا هنگام كوچ ايرانيان از ميان رفتهاند و يا اينكه ايرانى شدهاند .
وجه تسميه لرها
تاريخ گزيده اسم لرها را به محلى موسوم به لور واقع در گردنه مانرود نسبت ميدهد . شايد علل نسبت دادن لرها به اين محل مربوط به خاطره شهر اللور باشد كه جغرافيادانان عرب درباره آن صحبت كردهاند و امروز نيز نام صحراى لور ( واقع در شمال دزفول ) هنوز زنده است . چند محل ديگر نيز يافت مىشود كه نام آنها متشابه با « لور » مىباشد از آن جمله است « لير » محلى واقع در ناحيه جنديشاپور و ليراوى واقع در كهكيلويه ( ر ك : ص 666 از كتاب
Persien
بقلم شوارتز
Schwarz
) كلمه لير ممكن است همان كلمه لور باشد ، چنان كه در زبان لرى پول به پيل تبديل مىشود .
همچنين ياقوت از محلى بنام لردجان ( اكنون لردگان ) نام برده است . بگفته استخرى لردگان پايتخت بخش سردان
Sardon
مىباشد كه بين كهكيلويه و بختيارى واقع است . و بالاخره در صيمره محلى است بنام لورت يالرت .
مسعودى ضمن آنكه فهرست طوايف كرد را ذكر نموده است از طوايف لريه نام برده است ( احتمال دارد منظورش از لرها وابسته به شهر لور باشد ) . در قرن سيزدهم ميلادى ياقوت حموى با آنكه از لرها صحبت مىكند كلمه اكراد را به كار برده است . چنان كه ميگويد اكراد قبايلى هستند كه در كوههاى بين خوزستان و اصفهان زندگى ميكنند و محل اين قبايل را بلاداللور يا لرستان مينامند .
اين حقايق نشاندهنده مراحل تكوينى اصطلاح جغرافيائى لرستان است كه شايد مربوط بدوران پيش از ورود ايرانيان به اين منطقه بوده كه سرانجام منتهى به يك گروه قومى شده است . از