در چند كيلومترى غربگرى بلمك دو سه درياچه كوچك وجود دارد كه در زبان محلى آنها را گرى
Gori
مينامند . ( م )
( 16 ) - در متن
Dalije
نوشته شده است ولى لرها آن را دليچ مينامند . ( م )
( 17 ) -
Peru - Periz
( 18 ) -
Chul - Hul
( 19 ) - يعنى گودال خشك شده . ( م )
( 20 ) -
Zohab
( 21 ) - ارزش صاحبقرانى تقريبا كمى كمتر از يك شلينگ است ( نويسنده ) .
( 22 ) -
Pliny'S " natural History , " translated Into French By
( نويسنده )
Sivry , Tom Ii . Liv . , Chap . 27 , P . 803
( 23 ) - خرابه ارجان يا ارگان در نزديكى بهبهان قرار دارد . ( م )
( 24 ) -
Piri - Shahin - Shah
( 25 ) - در متن نوشته شده است ولى لرها اين ده را « چم كرخ » مينامند .
( 26 ) - اين ده امروزه تير بازار ناميده مىشود ، بدون شك دو بود آن را اشتباها ضبط ضبط كرده است . ( م )
( 27 ) - امروزه ده محسن نام دارد . ( م )
( 28 ) - منظورش ماسور است . ( م )
( 29 ) - اين سنگنبشته مربوط است به امير اسپهسالار برسق از خاندان برسقيان لرستان مشهور به طغرل تكين ابو سعيد . موضوع آن بخشش وجه كه چرانى ( علفچر ) به ساكنان شاپور خواست و تحريم پوشيدن لباس ابريشمى براى مردان است . متن اين كتيبه كه هرتسفلد از آن نسخهبردارى و براى مينورسكى فرستاده بوده است در يادداشتهاى قزوينى ج 3 ص 73 - 75 چاپ شده : بوسيلهء مرحوم قزوينى خوانده شده و مطالب آن به اين شرح است :
بسم الله الرحمن الرحيم . در عهد سلطان شاهانشاه مغيث الدنيا و الدين الاسلام و المسلمين ابو القاسم محمود بن محمد بن ملكشاه يمين امير المؤمنين خلد الله سلطانه امير اسفهسالار كبير ظهير الدين و الدوله معين الاسلام و المسلين ابو سعيد برسق بن برسق ابن حسنويه و رسم بد كه بشابر خواست مىستندومه . . . بود مجتازان و مردمان از . . . و با شكايت بودند و هم رسم كهحرائى ( كهچرانى ) كرهم ( درهم ) بشابر خواست مىستندند بغيرمى . . . دان از خرگاه بودنى . . . رسم بد . . . اين معاملت . . . سپرتهائيكه بسبب ابتغاء لمرضاء الله تعالى و طلبا لثوابه و آمنا من عقابه و در آن نظر كردند ثبات دولت قاهره ثبتها خواست و زاد آخرت جست تا خلق خداى تعالى از اين رسم دور بدارمن و آسوده باشند و بمراد فى سبيل الله ميشوند . . . مىكند و بر نگاه داشت ( به كار داشت ) اين . . . آن رسم بدرود فمن بدله بعد باسمعه الله