حواشى و توضيحات مترجمين
( 1 ) - اين كلمه در متن به فارسى نوشته است . ( م )
( 2 ) -
Kureh - Dukhtar
( 3 ) -
Grant
( 4 ) -
Fotherinham
( 5 ) -
Gulam
( 6 ) - اين يازده نفر يا بعبارتى سيزده نفر از طايفه بهاروند بودهاند كه ماجراى آنها در تاريخ لرستان خواهد آمد . ( م )
( 7 ) - ر ك :
( نويسند )
Herodotus , Translated By Laurent , volum 1 , P . 284
( 8 ) - مترجم تاكنون به چنين اسمى برخورد نكرده است . بعيد نيست اين اردوگاه به ديركوندها تعلق داشته و شباهت اسمى هم خيلى زياد است . ( م )
( 9 ) - در زبان لرى گاهى اردوگاه را كرنگ مينامند . مينورسكى مىنويسد كه اين كلمه از زبان مغولى اقتباس شده است ( بنگريد : مقاله مينورسكى درباره لرها كه بوسيله مترجم به فارسى برگردان شده است . ) ( م )
( 10 ) -
Dumb - Shah
( 11 ) - يقينا منظورش چمگرداب است زيرا چشمهاى با اين نام در حوالى پل تنگ وجود ندارد . ( م )
( 12 ) -
Keilun
( 13 ) - لرها آن را تنگ للم
Lelam
مينامند . ( م )
( 14 ) - ماژور راولينسون درباره خرابههاى اين شهر ساسانى در جلد نهم مجله انجمن جغرافيائى كه در سال 1839 بچاپ رسيده توضيحاتى داده است ( نويسنده ) . مقاله راولينسون بوسيله مترجم به فارسى برگردان و بچاپ رسيده است . ( م )
( 15 ) - اين درياچه همان گرى بلمك
Gori - Balmak
است كه در چند كيلومترى جنوب پل دختر قرار داشت و چند سال پيش با حفر آبروهائى آن را خشكاندند .