ليكن اگر از زندگى منظورشان روح باشد ما تاييدشان نخواهيم كرد زيرا سخنانشان بر دليل قاطعى متكى نيست .
قرآن كريم در مورد آدم به فرشتگان ميگويد :
« فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ »
« 1 »
و يا ميگويد :
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
آنان در گفتههاى خود اين مسئله را مطرح ميكنند : نخست زندگى در ماده گياه پيدا شد سپس قسمتى از آن از گياه به حيوان ، و سپس از حيوان به انسان تحول يافت . به اينجهت است كه ميگويند : موجودات زنده اعم از آنهاييكه فعلا هستند يا آنهاييكه منقرض شدهاند همگيشان از يك اصل منشاء گرفته سپس به شاخههايى تحول يافتهاند .
آنها ميگويند : انسان مانند حيوان نخستين پيدا شده است در حقيقت انسان امتداد هستى و نهايت زندگى است و آفرينندهاى ندارد و تكليفى بعهدهاش نگذاشتهاند و پس از مرگ ، رستاخيز و جزاء و حساب و بهشت و دوزخ و اندوه و شادى ندارد .
از خاك برخاسته است و به خاك باز ميگردد . پس بايد در لجن شهوت غوطهور شود و در تب پستى بسوزد ، بين او و حيوانى كه از آنها تحول يافته است تفاوتى نيست .
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ .
« 2 »
عثمان گفت ليكن پدر آيا نميتوان حرف كسانى را كه مىگويند انسان
هامش
( 1 ) - وقتى او را ساختم و از روحم در آن دميدم به او سجده ببريد .
( 2 ) - آنان كه كافر شدهاند مانند حيوانات بهرهمند مىشوند و ميخورند و آخرين منزلشان آتش است . محمد 12