دانشمندان ديگر نيز به اين كار دست زدند ليكن همگى شكست خوردند و عقب نشستند زيرا مسئله زندگى يك راز خدائى است و چيزى نيست كه تابع تجزيه و تحليل شيميايى و تجربه علمى باشد .
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 1 »
اگر آنها ميگفتند كه گل و آب همان ماده است كه حيات در آن حلول كرده است ، ما اعتراضى نداشتيم زيرا قرآن كريم همانند آن را گفته است خدا مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ »
« 2 »
يا
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ .
« 3 »
گل شكلى است كه زندگى در آن حلول كرده است و زندگى در گل بوجود آمده ولى خود گل آن را به وجود نياورده است همانطور كه مدعى هستند .
5 - اگر ما ، همانطوريكه ميگويند ، دوش به دوش آنان حركت كنيم بايد ميان روح و زندگى فرق بگذاريم . هر جسمى كه روح در آن حلول كرده باشد ميگويند ، در آن چيز زندگى و روح است ليكن در هر جسمى كه زندگى حلول بكند نميگويند روح دارد گياه زندگى دارد رشد مىكند ليكن فاقد روح ادارهكننده است ، حيوانات زندگى رشدى دارند و روح ادارهكننده نيز دارند .
اگر منظورشان از زندگى غير از روح است ما آنها را نه تاييد ميكنيم نه تكذيب .
زيرا ، آنها دليل قاطعى بر اين امر ندارند .
هامش
( 1 ) - از تو در مورد روح مىپرسند بگو روح امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است . اسراء 85
( 2 ) - ما انسان را از چكيدهء گل آفريديم . مومنون 13
( 3 ) - ما انسان را از سفالى كه از گل بدبو بود آفريديم . حجر ، آيهء 26