متهم مىگرديد و به آتش سوخته مىشد .
آنان پنداشتند خداوند فقط به آنان اجازه داده است ، تا حوادث جهان را تفسير كنند و ديگران حق انديشه ندارند و بايد كوركورانه از كليسا اطاعت كنند و گرنه مرتدند و سزاوار دوزخ .
د - نقش علوم طبيعى
علماى علوم طبيعى در تفسير جهان به مشاهدات حسّى و تحقيقات علمى متكّى مىباشند و به عقل و نظريات وهمى اكتفا نمىكنند . در حقيقت اين عده راهگشاى بيان قواعد علمى در بيان علت هستى و پيدايى موجودات و تحول آنها هستند . اين نقش ، بر تفسيرات علمى تسلط تام يافت و علم به عنوان مرجع اساسى تفسير جهان شناخته شد .
خودخواهى و افراط دانشمندان
كابوس سنگينى كه كليسا و رجال مذهب مسيح بر انديشهء دانشمندان و متفكران اروپا افكنده بود كار را به انفجار تاريخى وحشتناكى كشيد كه پايهء امروز را به كلى دگرگون ساخت و در دين و سياست و اوضاع اجتماعى و اقتصادى ، انقلاب اساسى روى داد البته در مذهب ، انقلاب معكوس صورت گرفت و منجر به انكار اديان و توسعهء بيدينى گرديد .
عدهاى منكر هر گونه دين شدند و در تفسير حوادث جهان به طبيعت بازگشتند . در فرانسه دانشمندانى پيدا شدند كه دين طبيعى را ايجاد كردند و قاعده و اساس بر آن نهادند . اين افراط ، نتيجهء تفريط رجال مذهبى كليسا بود كه هر گونه راه آزادى انديشه را بر روى عقل بسته بودند و دانشمندان را به بيدينى متهم مىكردند و به مجازات مىرساندند . اما ، حوادثى كه قبلا روى داده بود ، و بعدا