ملحقات
( 109 ) ( اين شماره در متن از قلم افتاده ) .
110 ) امام صادق عليه السّلام به محمّد بن ابى الكرام فرمود : من دوست دارم كه روز پنجشنبه براى سفر بيرون شوى ، زيرا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هنگامى كه مىخواست به جنگ دشمن رود در اين روز بيرون مىشد .
111 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هنگامى كه مىخواست سفر كند ميان زنان خود قرعه مىكشيد [ و به قيد قرعه يكى از آنان را با خود همراه مىبرد ] .
112 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دوست نداشت كسى بدون همسفر مسافرت كند .
113 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : از سنّت است كه چون گروهى به سفر روند زاد و توشهء خويش را با خود بردارند ، زيرا اين كار سبب دلخوشى و دلگرمى و خوش خلقى آنان خواهد بود .
114 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در مسافرتها چند چيز از او جدا نبود : شيشهء روغن ( كه سر و موى خود را روغن زند ) ، سرمهدان ، قيچى ، مسواك ، شانه ، نخ و سوزن خياطى ، درفش كفاشى ، بند چرمى كفش . و آن حضرت در سفر لباسش را مىدوخت و كفش خود را پينه مىزد .
115 ) انس بن مالك گويد : هيچ گاه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله قصد سفر نمىكرد جز آنكه هنگام برخاستن از جا مىگفت : « خدايا به يارى تو سفر مىكنم ، و به سوى تو روى مىآورم ، و به دامن رحمت تو چنگ مىزنم ، تو پشتيبان و نقطهء اميد منى .
خداوندا ، مرا در آنچه برايم مهم است و آنچه مهم نمىشمارم و آنچه كه تو خود بهتر از من مىدانى كفايت كن . خدايا ، تقوا را توشهء من كن و گناهم را بيامرز ، و به هر سو رو كنم مرا با خير مواجه ساز » . اين دعا را مىخواند و براى سفر بيرون مىشد .