تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
بسيار ملول و رنجور به نظر مىرسيد ، و به پسرش گفت : گونه‌ام را بر زمين بگذار ، و عبد الله اين كار را نكرد ، عمر گفت : بىمادر ! گونه‌ام را به زمين بگذار ، عبد الله صورت او را بر زمين گذارد ، و عمر پيوسته مىگفت : واى بر من ، واى بر من اگر آمرزيده نشوم . و پيوسته اين سخن را تكرار مىكرد تا جان سپرد . 11 - جميل بن درّاج از امام صادق ( ع ) روايت كند كه رسول خدا ( ص ) فرموده است : خوشا به حال آن كس كه شهوت و خوشى حاضر و آماده‌اى را بخاطر نويد ناديده‌اى ترك نمايد . 12 - زرارة بن اعين گويد : امام باقر ( ع ) به من فرمود : زراره ! از كسانى كه در دين قياس روا دارند پرهيز كن ، چون دانستن آنچه را كه بدان مكلَّفند رها ساخته و خود را نسبت به آنچه كه تكليفى بدان ندارند به رنج و زحمت افكنده‌اند . آنان اخبار را تأويل مىكنند و بر خدا - عزّ و جلّ - دروغ مىبندند . گويا مردى از آنان را مىبينم ( كه از شدّت گيجى و سردرگمى ) از هر سو آوايش دهند از سوئى ديگر بدنبال آن رود . راستى كه آنان هم در زمين و هم در دين حيران و سرگردان