8 - ربيع بن منذر از پدرش روايت كرده كه گفت : از امام حسن مجتبى ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : راستى كه ابو بكر و عمر تمام توجّه خود را در اين امر ( خلافت ) به كار بردند ( و آن را از دست ما ربودند ) و حال آنكه تمامى اختيارات آن از آن ما است . پس بدون دخالت دادن ما آن را بدست گرفتند و براى ما سهمى مانند سهم جدّه ( كه در نظر ابى بكر بخلاف نص قرآن اصلا سهمى ندارد ) قرار دادند . هان به خدا سوگند در آن روزى كه مردم شفاعت ما طلبند آنان شديدا درگير نجات خود از غم و اندوهى هستند كه آنان را احاطه كرده است .
9 - مروان بن عثمان گويد : چون مردم با ابى بكر بيعت كردند ، على ( ع ) و زبير و مقداد داخل منزل حضرت فاطمه ( ع ) شدند و از بيرون آمدن خوددارى نمودند . عمر بن خطَّاب گفت : خانه را به روى آنان آتش زنيد . در اين هنگام زبير شمشير بدست بيرون شد ، ابو بكر گفت : اين سگ را بگيريد ، مهاجمان به او حمله آوردند ، پاى زبير لغزيد و به زمين خورد و شمشير از دستش افتاد ،
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦١