« آن كسان از آل هاشم كه مشرف بمرگ و هلاكتاند به او پناهنده ميشوند . و همگى آنها در نزد او در نعمت و بخششهاى فراوان بسر مىبرند » .
« بخانهء خدا سوگند شما ( مشركين و كفّار ) دروغ پنداشتيد ، ما هرگز محمد را تنها نگذاريم و دست از يارى وى برنداريم ، و هميشه براى حفظ او كارزار و پيكار مىكنيم » .
« و او را تسليم شما نمىكنيم تا اينكه همگى در ميدان نبرد در اطراف او به خاك بيفتيم ، و از فرزندان و زنان خود غافل و سرگرم بمانيم » .
رسول خدا ( ص ) فرمود : آرى ، ( منظورم همين اشعار بود ) . در اينجا مردى از بنى كنانه برخاست و گفت : ( ترجمهء اشعار ) :
« تو را سپاس ، و سپاس از سوى همهء كسانى كه سپاس گويند و شكر كنند كه ما بآبروى پيامبر از باران سيراب گشتيم » .
« او به پيشگاه آفرينندهء خود خداوند دعا نمود ، و چشمان خود را بسوى خداوند خيره ساخت ( و چشم از آسمان برنداشت ) » .
« پس ديرى نپائيد مگر باندازهء پشت و رو كردن يك عبا ، و با شتاب و سرعت تمام باران بسوى ما باريد » .
« بارانى پر آب بسان آبى كه از سر مشك فرو ريزد ، و آنقدر تند كه زمين را مىشكافت ، و خداوند بدان سبب به فرياد عليا مضر ( نام قبيلهاى است ) رسيد » .
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٤٧