مجلس شانزدهم شنبه 10 شعبان 407
1 - نوف بكالى گويد : شبى نزد امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ( ع ) ماندم و ديدم كه مكرّر از منزلش بيرون مىرود و به آسمان نظر مىكند . گويد سپس بارى ديگر بروش هميشه داخل شد و فرمود : خوابى يا بيدار ؟ عرضكردم : بيدارم اى امير مؤمنان ، از اول شب چشم به تو دوختهام و آنچه مىكردى مىديدم . فرمود :
اى نوف خوشا به حال آنان كه به دنيا زاهد و بىميل مىگردند ، و به آخرت ميل و علاقه مىورزند ، قومى كه زمين خدا را گليم ، و خاكش را بستر ، و كتاب خدا را پيراهن زير و دعاى او را لباس رو قرار دادهاند ( از كتاب خدا در پنهانى پند گيرند و در آشكار دعا كنند ) و آب زمين را بمنزلهء بوى خوش به كار مىبرند ، و بر روش حضرت مسيح ( ع ) از دنيا دل بريدهاند .
همانا خداى متعال به عيسى ( ع ) وحى كرد كه : اى عيسى بر تو باد
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٤٦