تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مىگفت : به گورستان رفتم و همان جا ايستادم و گفتم : به سر قبرها آمدم و همگى را صدا زدم كه كجايند افراد بزرگ و پست ؟ و كجاست آن كس كه چون خوانده مىشد پاسخ مىداد ، كجاست آن عزيزى كه افتخار مىكرد و بزرگى مىفروخت . و كجاست آن كس كه با داشتن سلطنت فخر فروشى و گردنكشى مىنمود ، و كجاست آنكه بهنگام توانائى زور و بازو نشان مىداد ؟ گويد : صدائى از ناحيهء قبرها پاسخم داد ولى من صاحب و گوينده اش را نديدم : همگى فانى شدند و گزارشى هم كه از حقيقت امر خبر دهد در ميان نيست ، و تمامى مردند و خبر هم مرد و از دست رفت . اين گورهاى زمينى صبح و شام بطور مداوم زيبائى اين چهره ها را مىزدايند . اى كه از مردمى كه درگذشته‌اند از من مىپرسى آيا در آنچه مىبينى جاى اندرز گرفتن براى تو نيست ؟ !