است تا تخم كند و شح بضم شين و تشديد خاء بخيلى كردن و پهن كردنست و كشيدن و و بخيلى و حريص و ممكن است كه شحا بتخفيف حاء و الف مقصوره باشد از شحو بمعنى دهان باز كردن و بعضى از مشتقات آن بمعنى زبان درازى كردنست و بهر وضع كه باشد چون بيان و تفسير آن در حديث شده امر آسانست .
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد ( رضى ) گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از فضل بن عامر از موسى بن قاسم بجلى از محمد بن سعيد از اسماعيل بن ابى زياد از حضرت جعفر بن محمد از پدرانش عليهما السلام كه فرمود رسول خدا ( ص ) فرمود كه من كفيل و ضامنم بخانهء در اعلاى بهشت و خانهء در ميان بهشت و خانهء در باغهاى بهشت از براى كسى كه ستيزه ترك كند و هر چند كه بر حق باشد .
پدرم ( ره ) گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ادريس از محمد بن احمد از عبد اللَّه بن محمد بن اسماعيل نيشابورى از عبد الرحمن بن ابى هاشم از كليب بن معويه كه گفت حضرت صادق ( ع ) فرمود كه مخاصمه نميكند مگر كسى كه در تنگى افتاده باشد به آنچه در سينهء او است و در اينجا ترجمهء كتاب مستطاب توحيد باتمام رسيد ملتمس از برادران ايمانى و دوستان روحانى آنست كه اگر از اين خوان وفور دقائق لقمهء و از اين جام شراب طهور حقائق جرعهء برگيرند در حيات و ممات اين ذرهء بيمقدار و خادم اخبار ائمه اخيار را از دعاى خير كه ضيرى در آن نيست از غفران سيئات و رفع درجات مضائقه نفرمايند .
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 507
مساهمون: اردكانى
ص٥٠٧