بعضى تفصيل و افزونى داد بدون حاجتى از او به كسى كه تفضيل داده و نه عيب كردنى از او بر كسى كه خوار كرده و از براى همين آفريد عمران گفت كه اى سيد من آيا كائن اول في حد ذاته در نزد خودش معلوم بود امام رضا ( ع ) فرمود كه دانش به چيز و آنچه بواسطهء آن بر آن استدلال مىشود نميباشد مگر از براى نفى و دور كردن خلاف آن و تا آنكه خود آن چيز به آنچه از او نفى شده موجود باشد و در آنجا چيزى نبود كه با او مخالفت داشته باشد كه حاجت او را بخواند بسوى نفى آن چيز از خودش به اندازه كردن آنچه از خود دانسته بود اى عمران آيا فهميدى گفت آرى به خدا قسم اى سيد من پس مرا خبر ده كه بچه چيز دانست آنچه را دانست آيا بضمير و انديشه دانست يا به غير آن امام رضا ( ع ) فرمود مرا خبر ده كه هر گاه بضمير دانسته باشد آيا از اين چارهء مييابى كه از براى آن انديشه اندازهء را قرار دهى كه معرفت بسوى آن منتهى شود عمران گفت كه از اين چارهء نيست امام رضا ( ع ) فرمود پس آن انديشه چيست عمران منقطع شد و هيچ جواب نداد اما رضا ( ع ) فرمود باكى نيست اگر تو را از خود انديشه بپرسم آيا آن را بانديشهء ديگر مىشناسى عمران گفت آرى امام رضا ( ع ) فرمود كه قول و دعوى خود را بر خود فاسد كردى اى عمران آيا چنان نيست كه سزاوار باشد كه تو اين را بدانى كه واحد بانديشه وصف نميشود و چنان نيست كه از برايش بيشتر از كرد و كار و كارگرى گفته شود و چنان نيست كه مذهبها و تجزيه كه پاره پاره بودن باشد از او توهم خيال شود چون و مذهبهاى آفريدگان و تجزيه و پاره پاره بودن ايشان پس اين را دريافت كن و آنچه را صواب دانستى بر اين بنا گذار عمران گفت كه اى سيد من آيا از اندازهاى آفريدهاش مرا خبر نميدهى كه چونست و معنيهاى آنها چيست و بر چند نوع مىباشد حضرت فرمود كه پرسيدى پس بفهم كه اندازهاى آفريدهاش بر شش نوع است ملموس كه سوده مىشود و موزون كه سنجيده مىشود و منظور اليه كه بسوى آن ميتوان نگريست و آنچه هيچ وزنى ندارد و آن روح است و از جملهء آنها منظور اليه است و آن را نه وزنست و نه لمس و نه حس و نه لون و نه ذوق و تقدير و اعراض و صور و عرض و طول و از جملهء آنها عمل و حركاتى است كه چيزها را ميسازد و آنها را به عمل مىآورد و از حالى بحالى تغيير ميدهد
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: اردكانى
ص٤٧٧