از راه گرديدن و در بيراهه رفتن بكنه معرفتش نميتوان رسيد و انديشهء از اندازه جلال عزتش در دل صاحبان انديشها خطور نكند به جهت دوريش از آنكه در قوههاى اندازهشدگان باشد زيرا كه آن جناب خلاف آفريدگان خويش است پس او را در ميان آفريدگان مانندى نيست و جز اين نيست كه هر چيزى بعديل و نظير خود تشبيه مىشود و اما آنچه از برايش عديل و نظيرى نيست چگونه به غير مثال خود تشبيه مىشود و او است نخستينى كه چيزى پيش از او نبوده و پسينى كه بعد از او چيزى نيست ديدها از مجد و بزرگوارى و غلبهء جبروتش به او نرسند زيرا كه آنها را منع كرده بحجابها كه در گندگى بسترى و درهم رفتهاش روان نميتوان شد و در آن در نميتوان رفت و متانت ؟ رخنههاى پردههايش پاره نميشود كه به خداوند عرش برسد آنكه كارها از مشيت و خواستش صادر گرديده و پيشانى صاحبان تجبر و گردنكشان در نزد جلال عظمتش خوارى نموده و گردنها از برايش خضوع و فروتنى كردهاند و رويها از ترسش خوار و ذليل شدهاند و در تازهائى كه آنها را بديد آورده آثار حكمتش ظاهر و هويدا شده و هر چيزى كه آفريده از برايش حجتى گرديده و بسويش نسبت بهمرسانيده پس اگر آفريدهء خاموشى باشد حجتش بتدبير در آن گويا است پس اندازه فرموده آنچه را آفريد و اندازهء آن را استوار گردانيد و هر چيزى را بلطف تدبير و باريك بينى آن بجاى خود گذاشت و آن را در جهتى روان ساخت پس چيز اندازهشدهء بمنزلت و مرتبهء او نرسيد و در نزد منتهى شدن بسوى مشيتش كوتاهى نكرد و در هنگامى كه آن را امر فرمود برفتن بسوى ارادهاش دشوار نشد بدون رنج كشيدن چيزى به جهت ماندگى و رنجورى كه به او رسيده باشد و نه زحمت يا مكرى براى مخالفى از براى او بر امرش پس آفريدهاش تمام و كامل گرديد و طاعتش را گردن نهاد و آمد آن هنگامى را كه خدا او را بسوى او بيرون آورده بود از روى اجابتى كه نه درنگ كاهل در نزد آن حائل شد و نه سستى تنبل و از همه چيز ميل و كجى آنها را راست كرد و نشانهاى اندازههاى آنها را بنهايت و غايت رسانيده و تقديرش در ميان چيزى چند كه
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: اردكانى
ص٣٩