تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
محمد بن حسن صفار از على بن اسماعيل از حماد بن عيسى از ابراهيم بن عمر يمانى از ابو الطفيل از حضرت باقر از حضرت على بن الحسين عليهم السلام كه فرمود خداى تعالى عرش را چهار ربع آفريد و پيش از آن چيزى را نيافريده بود مگر سه چيز هوا و قلم و نور بعد از آن عرش را از نورهاى مختلف آفريد و از جمله آن نورها نور سبزيست كه سبزى از آن سبز شد و نور زردى است كه زردى از آن زرد شد و نور سرخى كه سرخى از آن سرخ شد و نور سفيد و آن نور نورهاست و از آنست روشنى روز بعد از آن آن را هفتاد هزار طبق گردانيد و گندگى هر طبقى چون اول عرش است تا پائين‌تر پائينها و از آن طبقه نيست مگر آنكه بستايش پروردگارش تسبيح مىكند و بآوازهاى مختلف و زبانى چند كه به يكديگر نميمانند او را تقديس مينمايد و اگر زبانى از آنها را رخصت دهد و چيزى را به آنچه در زير آنست بشنواند كوهها و شهرها و حصارها را خراب كند و درياها را به زمين فرو برد و آنچه را كه غير از آن يا در تحت آنست و هلاك نابود گرداند و عرش را هشت ركن است و بر هر ركنى از آنها آنقدر از فرشتگانند كه كسى غير از خداى عز و جل شمارهء ايشان را احصاء نميكند و در شب و روز تسبيح ميكنند و سست نميشوند و اگر چيزى از آنچه در بالاى آنست محسوس شود يك چشم برهم زدن به جهت آن بر پا نشود و در ميانهء آن و احساس يعنى ديدن و يافتن و دانستن جبروت و كبرياء و عظمت و قدس و رحمت و علم است و در پس اين مقام ما گفتارى نيست .

« باب پنجاهم » در بيان معنى قول خداى عز و جل وسع كرسيه السموات و الارض

حديث كرد ما را پدرم « رضى » گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از قاسم بن محمد از سليمان بن داود منقرى از حفص بن غياث كه گفت حضرت صادق ( ع ) را سؤال كردم از قول خداى عز و جل
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
فرمود كه كرسى علم اوست