را بمتشابه از خويش تشبيه نمودهاند در آنچه به آن جاهلند و از براى همين فرموده كه
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
يعنى و آورده تشديد از علم و دانش مگر اندكى پس نه او را مانند است و نه مثل و نه عديل و او را است نامهاى نيكوترى كه غيرش به آنها ناميده نميشود و آنها نامهائى است كه خدا آنها را در كتاب خود كه قرآن مجيد است وصف نموده و فرموده كه
فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ
و در قرآن فادعوه با فاء است يعنى پس بخوانيد خدا را به آن نامهاى نيكو يا نيكوتر و واگذاريد كسانى را كه ميل ميكنند در باب نامهاى او و از حق ميگردند از روى جهل ميل مىكند شرك مىآورد و نميداند و به خدا كافر مىشود و گمان دارد كه خوب مىكند و از براى همين فرموده كه
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
كه ترجمهء آن در باب اول گذشت و حضرت فرمود كه پس ايشان آنانند كه بدون علم در نامهايش از حق ميل ميكنند و آنها را در غير جايهاى خود ميگذارند اى حنان بدرستى كه خداى تبارك و تعالى امر فرموده كه گروهى دوستان و اختيار داران فرا گرفته شوند و ايشان آنانند كه خدا فضل را بايشان عطاء فرمود و ايشان را تخصيص داد به چيزى كه غير ايشان را به آن تخصيص نداد پس محمد ( ص ) را بپيغمبرى فرستاد و آن حضرت دليل بر خدا بود باذن خداى عز و جل تا از دنيا درگذشت و دليل و هادى بود و بعد از او وصيتش ( ع ) بر پا شد و دليل و هادى بود بر آنچه پيغمبر بر آن دلالت فرموده بود و از اين امر پروردگار خويش از ظاهر علمش بعد از آن ائمه راشدين ( ع ) به اين امر قيام نمودند
« باب چهل و نهم » در بيان آنكه عرش ارباعا آفريده شده كه هر ربعى بنحويست و ارباع جمع ربع بضم راء و باء و سكون آنست يعنى چهار يك
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « ره » گفت كه حديث كرد ما را