صحبت و رفاقت است كه مرد ، رفيق خود را اندكى مشايعت كند ، و قدرى راه به همراه او برود ، چون خواهد كه از او جدا شود ، و پيغمبر ما صلى الله عليه و آله ، ما را همچنين امر فرموده . ذمّى به آن حضرت عرض كرد : همچنين ؟ حضرت فرمود : آرى . ذمّى گفت : لا جَرم و حقّاً ، كه كسانى كه او را پيروى كردهاند ، پيروى نكردهاند او را ، مگر به جهت كردارهاى نيكويش . پس من تو را گواه مىگيرم كه من بر دين و كيش توام . و ذمّى با اميرالمؤمنين عليه السلام برگشت ، و چون آن حضرت را شناخت ، مسلمان شد » .
باب نامه به همديگر نوشتن
27 . باب نامه به همديگر نوشتن
3779 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد و سهل بن زياد ، هر دو ، از ابن محبوب ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « باهم پيوستن ميان برادران ، در حَضَر ، يكديگر را زيارت كردن است ، و در سفر ، نامه به همديگر نوشتن » .
3780 / 2 . ابن محبوب ، از عبداللَّه بن سنان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « ردّ جواب نامه واجب است ، چون وجوب ردّ سلام ، و آنكه به سلام آغاز مىكند ، به خدا و به رسولش اولى و سزاوارتر است » .
باب نوادر
28 . باب نوادر
3781 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از وشّاء ، از جميل بن درّاج ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله لحظههاى « 1 » خود را در ميان اصحابش قسمت مىفرمود . پس به سوى اين مىنگريست و به سوى آن مىنگريست ، بالسّويّه و برابر ، كه هيچ تفاوت نمىگذاشت » . و فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان اصحابش هرگز پاىهايش را نگسترانيد و دراز نكرد . و به درستى كه هر كه با آن حضرت مصافحه مىكرد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله دست خود را از دستش نمىكشيد ، تا آنكه آن كس دست خود را از دست آن حضرت بكشد و او را وا گذارَد ، و چون اين را دانستند ، هر كسى كه با آن حضرت مصافحه مىنمود ، چنان بود كه به دستش اشاره مىكرد و آن را از دستش بيرون مىكشيد » .
3782 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از معمّر بن خلّاد ، از امام موسى كاظم عليه السلام
هامش
( 1 ) . و لحظه - به فتح لام و سكون حاء - ، يك بار نگه كردن باشد به گوشهء چشم . ( مترجم )