رغبت ، بىآنكه واجب باشد ) ، و رد و جواب آن واجب است » « 1 » .
3635 / 2 . و به همين اسناد فرمود كه : « هر كه پيش از سلام به كلام آغاز كند ، او را جواب مگوييد » . و فرمود كه : « پيش از كلام ، به سلام آغاز كنيد . پس هر كه پيش از سلام ، به كلام آغاز كند ، او را جواب مگوييد » .
3636 / 3 . و به همين اسناد فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : سزاوارترين مردم به خدا و به رسول خدا ، كسى است كه به سلام آغاز كند » .
3637 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از عبد الرحمان بن ابى نجران ، از عاصم بن حميد ، از محمد بن مسلم ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « سلمان رحمه الله مىگفت كه : سلام را فاش و آشكار كنيد ؛ زيرا كه سلام خدا به ستمكاران نمىرسد » .
3638 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از ابن فضّال ، از ثعلبة بن ميمون ، از محمد بن قيس ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « به درستى كه خداى عز و جل افشاى سلام را دوست مىدارد » .
3639 / 6 . از او ، از ابن فضّال ، از معاوية بن وهب ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « به درستى كه خدا فرمود كه : بخيل كسى است كه به سلام بخل كند » .
3640 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از جعفر بن محمد اشعرى ، از ابن قدّاح ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « چون يكى از شما سلام كند ، بايد كه سلام خود را بلند و آشكار كند ، ونگويد كه : سلام كردم و جواب مرا نگفتند ، و شايد كه او چنان باشد كه سلام كرده باشد ، و به ايشان نشنوانيده باشد ، و چون يكى از شما جواب گويد ، بايد كه جوابش را بلند كند ، و سلامكننده نگويد كه : سلام كردم و جواب مرا نگفتند » .
بعد از آن ، فرمود كه : « على عليه السلام مىفرمود كه : غضب مكنيد و كسى را به غضب مياوريد ، و سلام را فاش كنيد و كلام را خوش سازيد ، و در شب نماز كنيد و مردم در خواب باشند ، تا به سلامت داخل بهشت شويد ، بىآنكه آفتى به شما رسد » . بعد از آن ، قول خداى عز و جل را بر ايشان تلاوت فرمود كه :
« السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ »
« 2 » ؛ يعنى : « او است آن خدايى كه سالم است از عيوب و علل ، و مبرّا است از نقص و عجز و خلل ، و ايمنكنندهء بندگان از ظلم و عقوبت
هامش
( 1 ) . و قول آنكه گفته از اهل لغت كه : تطوّع ، چيزى [ را ] كه نه فرض باشد و نه سنّت فرمان بردن ، محلّ نظر است ، مگر آنكه مرادش از سنّت ، سنّت نباشد . ( مترجم )
( 2 ) . حشر ، 23 .