ميل به سوى ايشان ) « 1 » .
3584 / 16 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از على بن حكم ، از عبداللَّه بن جندب ، از سفيان بن سمط كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از تنزيل « 2 » قرآن ، فرمود كه : « چنان كه به شما تعليم شده بخوانيد » .
3585 / 17 . على بن محمد ، از بعضى از اصحابش ، از احمد بن محمد بن ابى نصر روايت كرده است كه گفت : حضرت امام موسى كاظم عليه السلام مصحفى را به سوى من دفع كرد و فرمود كه : « در آن نظر مكن » . پس من آن را گشودم و سورهء
« لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا »
« 3 » را در آن خواندم ، و در آن نام هفتاد مرد از قبيلهء قريش را يافتم كه به نامهاى خويش و نامهاى پدران خويش مذكور بودند . راوى گفت كه : بعد از آن ، حضرت كسى را به سوى من فرستاد كه مصحف را به سوى من بفرست .
3586 / 18 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از نضر بن سويد ، از قاسم بن سليمان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « پدرم عليه السلام فرمود كه :
هيچ مردى پارهاى از قرآن را به پارهاى از آن نزده و آن را باهم موازنه نكرده و نسنجيده ، مگر آنكه كافر شده » « 4 » .
3587 / 19 . از او ، از حسين بن نضر ، از قاسم بن سليمان ، از ابو مريم انصارى ، از جابر ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « قرآنى در دريا افتاد . پس آن را يافتند و ديدند كه آنچه در آن بوده ، رفته و ضايع شده ، مگر اين آيه :
هامش
( 1 ) . و اصل كلام اين است كه ، آنچه خدا به آن بر پيغمبرش عتاب فرموده ، غير آن حضرت را به آن قصد فرمود ، و آنچه در ميان [ دو خط تيره ] درآمده ، از كلام راوى يا مؤلّف است كه بعد از مبتدا و پيش از خبر واقع شده ، تا تفسير و بيان از براى مبتدا و تمثيل از براى آن باشد . و ترجمه آيه آنكه : « و اگر نه اين بود كه ثابت و پابر جاى داشتيم تو را ، به حقيقت كه نزديك شدى كه ميل كنى به سوى ايشان ، چيزى كم و ميلى اندك » . ( مترجم )
( 2 ) . و در بعضى از نسخ كافى ، به جاى تنزيل ، ترتيل است . ( مترجم )
( 3 ) . بينه ، 1 .
( 4 ) . همين حديث در اين باب ، به سند ديگر مذكور است . و بعضى در بيان توجيهش گفتهاند كه : احتمال دارد كه مراد از زدن پارهاى از قرآن را به پارهاى ديگر ، زدن پارهاى از معنى آن باشد به پارهاى ، بدون علم و دانش ، چنان كه همين معنى در كلام امام جعفر صادق عليه السلام مذكور است ، در قول آن حضرت كه : اين به جهت آن است كه ايشان پارهاى از قرآن را به پارهاى زدند ، و استدلال كردند به منسوخ ، و حال آنكه ايشان گمان داشتند كه آن ناسخ است . و شرح اين حديث در لوامع التنزيل مذكور است . ( مترجم )