تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
نورى نيست » . پس ديگرى به سوى آن حضرت برخاست و عرض كرد كه : يا اميرالمؤمنين ! مرا خبر ده از دزدى و چيزى كه از برايش حرز و مانع باشد ؛ زيرا كه ، پيوسته در شب ، چيزى چند از مال من دزديده مىشود . فرمود كه : « چون در رختخوابت جا بگيرى ، اين را بخوان كه :
« قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ »
، تا قول آن جناب
« وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً »
« 1 » » . پس اميرالمؤمنين فرمود كه : « هر كه در بيابانى شب به روز آورد و اين آيه را بخواند كه :
« إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
، تا قول آن جناب :
« تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ »
« 2 » ، فرشتگان او را حراست و محافظت نمايند ، و شياطين از او دور شوند » . اصبغ گفت : پس آن مرد رفت ، ناگاه به ده خرابى رسيد و شب در آنجا ماند ، و اين آيه را نخواند . پس شياطين او را فرو گرفتند ، و ديد كه يكى از آنها دهانش را گرفته . پس رفيقش به او گفت كه : او را مهلت ده ، و آن مرد بيدار شد و اين آيه را خواند . پس آن شيطان به رفيق خود گفت كه : خدا بينى تو را بر خاك مالد و تو را خوار گرداند ، اكنون او را پاسبانى و محافظت كن تا صبح كند ، و چون صبح كرد ، به سوى اميرالمؤمنين عليه السلام برگشت و آن حضرت را خبر داد و عرض كرد كه : در سخن تو شفا و راستى ديدم . و بعد از طلوع آفتاب به آن موضعى كه
هامش
( 1 ) . اسرا ، 110 و 111 . و آنچه طىّ ذكر آن شده از قرآن در اينجا ، اين است كه : « أَيَّا ما تَدعُوا فَلَهُ الْاسْمآءُ الْحُسْنى وَلا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلا تُخافِتْ بِها وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلًا وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكُ فِى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِّىٌ مِنَ الذُّلِّ » . و ترجمه‌اش آن‌كه : « بگو : بخوانيد خدا را يا بخوانيد رحمن را ؛ يعنى ذات مقدّس را به هر يك از اين دو نام كه خواهيد ، بناميد ، هر يك را كه بخوانيد ، و او را به آن بناميد ، خوب است ؛ زيرا كه او را نام‌هاى نيكوتر است . و آشكار مكن نماز خود را ، و آهسته مخوان آن را ، و طلب كن ميان جهر و مخافته [ / با صداى آهسته ] ، راهى را كه ميانه و حدّ وسط باشد . و بگو كه : ستايش از براى خدايى است كه فرا نگرفت فرزندى را ، و نبود و نيست او را انبازى در پادشاهى و الوهيّت ، و نيست او را دوست و ياور و كارگزارى از جهت مذلّت و خوارى ، و تعظيم كن او را ، تعظيم كردنى » . ( مترجم ) ( 2 ) . اعراف ، 54 . و آنچه طىّ ذكر آن شده از آيه ، در اينجا اين است كه : « يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثْيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَوَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالْامْرُ » ؛ يعنى : « به درستى كه پروردگار شما خدا است ، كه آفريد آسمان‌ها و زمين را در شش روز كه عبارت‌است از شش دورهء فلك اطلس ، چنان كه در مجلّد اوّل از تحفة الاوليآء مذكور شد ؛ پس متولى شد بر عرش ، كه كنايه است از غلبه و تسلّط . در مىكشد شب تاريك را در روز روشن ؛ يعنى پوشيده مىگرداند روشنايى روز را به تاريكى شب ، و به عكس ، مىجويد شب و روز را ؛ يعنى از پى آن در مىآيد شتابان ، و آفريد آفتاب و ماه و ستارگان را ، در حالتى كه رام‌شدگانند به فرمان او ؛ يعنى مطيع فرمان اويند در مجارى خود ، و خلق اينها براى منافع بندگان است . بدانيد و آگاه باشيد ! كه او را است آفريدن و فرمان دادن ، نه غير او . بزرگوار و متعالى است از صفات مخلوقات در ذات و صفات ، يا ثابت است بر دوام ، و يا كثير البركات . خدايى كه پروردگار و آفريدگار همهء جهانيان است » . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 667 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى