الْعَظِيمِ »
« 1 » ؛ يعنى : هر آينه به تحقيق كه آمد شما را فرستادهاى از خود شما و از جنس شما در بشريّت ، دشوار است بر او رنج و زحمت شما ، حريص است بر شما بر همهء گروندگان ، مهربان است و بخشاينده ؛ پس اگر برگردند از يارى يا اعراض كنند از ايمان ، پس بگو كه :
بسنده است مرا خدا كه هيچ معبودى نيست به حق ، مگر او . بر او توكّل كردهام و كار خود را به او وا گذاشتهام ، و او است پروردگار عرش بزرگ » . پس آن مرد ، اين دو آيه را خواند ، و درندگان از او دورى مىكردند و ديگر به خانهاش نيامدند .
پس ديگرى به سوى آن حضرت برخاست و عرض كرد كه : يا اميرالمؤمنين ! به درستى كه زردآب در شكم من است . پس آيا هيچ شفايى هست ؟ فرمود : « آرى ، بى درم و دينار .
آية الكرسى را بر شكم خود مىنويسى ، و آن را مىشويى و آب آن را مىنُوشى ، و آن را در شكمت ذخيره و پسانداز قرار مىدهى . پس به اذن خداى عز و جل بِهْ مىشوى » . پس آن مرد چنين كرد و بِهْ شد .
پس ديگرى به سوى آن حضرت برخاست و عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! مرا خبر ده از گم شده و چارهء آن . فرمود كه : « دو ركعت نماز بگذار ، و در هر دو ركعت سورهء يس را بخوان و بگو : يا هادِىَ الضَّالَّةِ رُدَّ عَلَىَّ ضالَّتى ؛ يعنى : اى رهنماى چيز گم شده ! برگردان بر من گم شدهء مرا » . پس آن مرد چنين كرد و خدا گم شدهاش را بر او برگردانيد .
پس ديگرى به سوى آن حضرت برخاست و عرض كرد كه : يا اميرالمؤمنين ! مرا خبر ده از بندهء گريخته و چيزى كه چارهء آن باشد . فرمود كه : « اين آيه را بخوان :
« أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ »
، تا فرمودهء آن جناب :
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
« 2 » ، ( و آنچه ذكر آن شده از آيه اين است كه :
« مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها »
« 3 » . و ترجمهاش آنكه ) : يا كِردار كُفّار ، چون تاريكىهاى متراكم است در درياى عميق بسيار آب كه آن كنارش ديده نشود ، دم به دم مىپوشد آن را موجى كه از بالاى آن موجى ديگر است . از زبَر موج دويم ، ابرى است كه روشنى ستارهها را مىپوشد . اين تاريكىها است كه پارهاى از آن در بالاى پارهاى ديگر متراكم شده . چون بيرون آورد كسى كه در آن افتاده دست خود را ، نزديك نباشد كه ببيند آن را ، چه جاى آنكه آن را ببيند ، و هر كه خدا از برايش نور و روشنى هدايت و ايمان و نظر لطف و توفيق قرار نداده ، پس او را هيچ
هامش
( 1 ) . توبه ، 128 و 129 .
( 2 ) . نور ، 40 .
( 3 ) . نور ، 40 .