تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
پراكندگى ريگ ، و ليكن بر دل‌هاى سختِ خويش غالب شويد « 1 » ، و بايد كه همّت و قصد يكى از شما ، آخر سوره نباشد » ( يعنى همّت را همين بر اين نگمارد كه سوره را تمام كند ) . 3525 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه قرآن به حزن و اندوه نازل شده است . پس آن را به حزن بخوانيد » . 3526 / 3 . على بن محمد ، از ابراهيم احمر ، از عبداللَّه بن حمّاد ، از عبداللَّه بن سنان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : قرآن را به لحن‌هاى عرب و آوازهاى ايشان بخوانيد ، و از لحن‌هاى صاحبان فسق و اهل گناهان كبيره بپرهيزيد . پس به درستى كه زود باشد كه بعد از من گروهى چند بيايند كه قرآن را ترجيع كنند ، و آواز را در قرائت بگردانند ، مانند ترجيع غنا و سرود و نوحه و رهبانيّت ، و قرآن از كوه‌هاى گردن « 2 » ايشان درنگذرد ، و دل‌هاى ايشان سرنگون و واران « 3 » است ، و همچنين دل‌هاى كسانى كه حال و كار ايشان ، آنها را به عجب آورد ، و از كردار ايشان ، آنها را خوش آيد » . 3527 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد ، از محمد بن حسن بن شمّون كه گفت : حديث كرد مرا على بن محمد نوفلى ، از امام موسى كاظم عليه السلام گفت كه : آواز را در نزد آن حضرت ذكر كردم . فرمود : « به درستى كه حضرت على بن الحسين عليهما السلام چنان بود كه قرآن مىخواند . پس بسا بود كه گذرنده‌اى به آن حضرت مىگذشت ، و از خوشى آوازش غش مىكرد و بيهوش مىشد . و به درستى كه امام اگر چيزى از آن را اظهار كند ، مردمان تاب تحمّل آن را ندارند ، به جهت خوشى آن » . عرض كردم كه : آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله با مردم نماز نمىكرد ؟ و آواز خود را به قرآن بلند نمىگردانيد ؟ فرمود : « به درستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بار مىكرد بر مردمانى كه در پشت سرش بودند ( يا از خلق و خوى خويش ) « 4 » ، آنچه را كه طاقت و توانايى آن [ را ] داشتند » .
هامش
( 1 ) . و لجام آنها را باز زنيد ، چنان كه لجام اسب را باز مىزنند تا باز ايستد ؛ يعنى حروف آن را چنان ادا كنيد كه دردل‌هاى سخت نيز جاى گيرد و بعضى گمان كرده‌اند كه ، معنى اين است كه : ليكن به فزع و خوف آوريد ، يا بكوبيد به خواندن قرآن ، دل‌هاى سخت را . و اين ترجمه بنا بر تصحيف فرع ، به فاء « سعفص » و راء « قرشت » است ، به زاى « هوّز » يا قاف « قرشت » . ( مترجم ) ( 2 ) . يعنى برآمدگى گلو . ( مصحح ) ( 3 ) . به معناى وارونه . ( 4 ) . دو احتمال مترجم نتيجه احتمال تصحيف « خلفه » و « خلقه » است .