تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
يك حسنه از برايش بنويسد ، و يك گناه از او محو فرمايد ، و يك درجه از برايش بلند گرداند ، و هر كه يك حرف آن را در ظاهر بياموزد و ياد گيرد ، خدا ده حسنه از برايش بنويسد ، و ده گناه از او محو سازد ، و ده درجه از برايش بلند گرداند » . و فرمود كه : « نمىگويم به هر آيه‌اى اين ثواب را به او عطا فرمايد ، و ليكن به هر حرفى ؛ خواه آن حرف باء باشد ، يا تاء ، يا مانند اين دو تا » . و فرمود كه : « هر كه يك حرف از قرآن را در نماز بخواند ، و حال آنكه او نشسته باشد ، خدا به آن حرف پنجاه حسنه از برايش بنويسد ، و پنجاه گناه از او محو نمايد ، و پنجاه درجه از برايش بلند گرداند ، و هر كه يك حرف از آن را در نمازش بخواند ، و حال آنكه او ايستاده باشد ، خدا صد حسنه از برايش بنويسد ، و صد گناه از او محو كند ، و صد درجه از براش بلند سازد ، و هر كه آن را ختم كند ، از برايش يك دعاى مستجاب هست ؛ خواه مؤخّر باشد ، و خواه معجّل » ( يعنى از براى آخرت يا دنيا ) . راوى گفت كه : عرض كردم : فداى تو گردم ! همهء آن را ختم كند ؟ فرمود : « آرى ، همه آن را ختم كند » . 3518 / 7 . منصور ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « شنيدم از پدرم كه مىفرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : ختم قرآن تا آنجا كه مىداند » . باب ثواب خواندن قرآن در مصحف

7 . باب ثواب خواندن قرآن در مصحف « 1 »

3519 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از يعقوب بن يزيد كه آن را مرفوع ساخته به سوى امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « هر كه قرآن را در مصحف بخواند ، به روشنىِ چشم خويش برخوردار و بهره‌مند شود ، و عذاب بر پدر و مادرش سبك گردد ، و هر چند كه كافر باشند » . 3520 / 2 . از او ، از على بن حسين بن حسن ضرير ، از حمّاد بن عيسى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « به درستى كه مرا خوش مىآيد كه در خانه مصحفى باشد كه خداى عز و جل به بركت آن ، شياطين را براند و از آن خانه دفع كند و دور سازد » . 3521 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد ، از ابن فضّال ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « سه چيزند كه به سوى خداوند عزيز جبّار شكايت مىكنند : مسجد ويرانى كه اهلش در آن نماز نكنند ، و عالمى كه در ميانهء جاهلى
هامش
( 1 ) . يعنى در آن نظر كند ، نه آنكه از بَر بخواند . ( مترجم )