تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
مىشناسيم ، مگر آنكه او از شهيدان دريا است ، پس از اينجا و از اين راه ، به او عطا شده است از زيبايى و افزونى ، آنچه به ما عطا نشده است » . حضرت فرمود : « بعد از آن ، درمىگذرد ، تا مىآيد بر سر صف شهيدان دريا ، در صورت شهيدى ؛ پس شهيدان دريا به سوى آن نظر مىكنند و تعجّب ايشان بسيار مىشود و مىگويند : به درستى كه اينك از جملهء شهيدان دريا است كه ما او را به علامت و صفتش مىشناسيم ، مگر آنكه آن جزيره‌اى كه او در آن به شهادت رسيده ، هول و ترسش از جزيره‌اى كه ما در آن شهيد شده‌ايم بزرگ‌تر بوده ، پس از اينجا و از اين راه ، به او عطا شده از زيبايى و جمال و نور ، آنچه به ما عطا نشده است . بعد از آن ، در مىگذرد ، تا به نزد صف پيغمبران و رسولان مىآيد ، در صورت پيغمبرى مرسل ؛ پس پيغمبران و رسولان به سوى آن نظر مىكنند و تعجّب ايشان از براى آن سخت مىشود و مىگويند كه : لاالهَ الّا اللَّهُ الْحَليمُ الْكَريمُ . به درستى كه اينك ، هر آينه پيغمبرى است مرسل كه ما او را به صفت و علامتش مىشناسيم ، مگر آنكه فضل بسيارى به او عطا شده است » . حضرت فرمود : « پس جمع مىشوند و به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله مىآيند ، و از آن حضرت سؤال مىكنند و مىگويند كه : يا محمد ! اينك ، كيست ؟ به ايشان مىفرمايد كه : آيا او را نمىشناسيد ؟ عرض مىكنند كه : ما او را نمىشناسيم ، امّا اينك ، از جملهء كسانى است كه خداى عز و جل بر ايشان خشم نفرموده است . رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد كه : اينك ، حجّت خدا است بر خلقش ؛ پس سلام مىكند . بعد از آن ، درمىگذرد ، تا بر سر صف فرشتگان مىآيد ، در صورت فرشته‌اى مقرّب ؛ پس فرشتگان به سوى آن نظر مىكنند ، و تعجّب ايشان سخت مىشود ، و آن بر ايشان بزرگ مىگردد ، به جهت آنچه از فضلش ديده‌اند ، و مىگويند : پروردگار ما ، بلند و برتر است ، و پاك و پاكيزه از همهء نقائص . به درستى كه اين بنده از جملهء فرشتگان است كه ما او را به صفت و علامتش مىشناسيم ، مگر آنكه او از همهء فرشتگان به سوى خداى عز و جل نزديك‌تر است از روى مقام و منزلت ، پس از اينجا و از اين راه ، به او در پوشانيده شده است از نور و جمال ، آنچه به ما درپوشانيده نشده . بعد از آن ، درمىگذرد ، تا به سوى حضرت ربّ العزّة - تبارك و تعالى - منتهى مىشود .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 599 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى