تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
( 7 ) كتاب فضل قرآن بسم الله الرحمن الرحيم

[ 7 ] كتاب فضل قرآن « 1 »

3473 / 1 . على بن محمد ، از على بن عبّاس ، از حسين بن عبد الرحمان ، از صفوان يا سفيان حريرى ، از پدرش ، از سعد خفّاف ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اى سعد ! قرآن را بياموزيد ؛ زيرا كه قرآن در روز قيامت مىآيد ، در بهترين صورتى كه خلائق به سوى آن نظر كرده‌اند ، و مردمان صد و بيست هزار صف باشند ، هشتاد هزار صف از امّت محمد ، و چهل هزار صف از باقى امّتان . پس قرآن بر سر صف مسلمانان مىآيد ، در صورت مردى و سلام مىكند . پس مسلمانان به سوى آن بنگرند و مىگويند كه : لا الهَ الّا اللَّهُ الْحَليمُ الْكَريمُ ؛ يعنى : « نيست خدايى ، مگر خداى بردبار صاحب كرم » . به درستى كه اين مرد از جملهء مسلمانان است كه ما او را به نعت و صفتش مىشناسيم ، مگر آنكه او اجتهاد و كوششش در باب قرآن از ما سخت‌تر بوده است ، پس از اينجا و از اين راه ، به او عطا شده است از زيبايى و جمال و نور ، آنچه به ما عطا نشده است . بعد از آن ، از ايشان درمىگذرد ، تا مىآيد بر سر صف شهيدان . پس شهيدان به سوى آن مىنگرند و مىگويند كه : لاالهَ الّا اللَّهُ الرَّبُّ الرَّحيمُ ؛ يعنى : « نيست خدايى ، مگر خداى پرورندهء مهربان » . به درستى كه اين مرد از جملهء شهيدان است كه ما او را به نشانه و صفتش
هامش
( 1 ) . و قرآن ، اسم است از براى مجموع كتابى كه خداى - تعالى - بر محمد صلى الله عليه و آله فرو فرستاده بر وجه اعجاز ، كه همان لفظِ آن را به خلق برساند ، و بعضى گمان كرده‌اند كه آن مشترك است در ميان همهء آن و بعضى از آن ، به اشتراك لفظى يا معنوى ، و اوّل اقوى است . و ظاهر حديثِ فرقِ قرآن و فرقان نيز آن است ، چنان كه در باب نوادر مذكور خواهد شد . و قول به اينكه قرآن عَلَم است از براى كتاب خدا ، مردود است ، به اينكه اعلام به اختلاف لغات ، مختلف نمىشوند ، و آن به اختلاف لغات ، مختلف است ؛ چه فارسى آن [ / قرآن ] نبى [ به كسر و يا ضمّ حرف نون ] است ، و اعلام جنسيّه كه به اختلاف لغات ، مختلف مىشوند در احكام لفظيّه ، چون اعلام شخصيّه‌اند ، و انتفا آن احكام در قرآن ، دلالت مىكند بر انتفا علميّت ، چنان كه بر اهل خبرت پوشيده و پنهان نيست . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 597 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى