و آن پسر بر ساق دست پدر تكيه داده بود » . حضرت فرمود : « پس پدرم عليه السلام با آن پسر سخن نفرمود ، از روى دشمنى و خشمى كه با او داشت ، و او را زشت مىداشت ، تا وقتى كه از دنيا مفارقت نمود » .
2731 / 9 . ابوعلى اشعرى ، از احمد بن محمد ، از محسن بن احمد ، از ابان بن عثمان ، از حديد بن حكيم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « كمترين عقوق ، « افّ » است . و اگر خداى عز و جل آسانتر از آن را مىدانست ، هر آينه از آن نهى مىفرمود » .
باب در بيان انتفا
144 . باب در بيان انتفا « 1 »
2732 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از ابو بصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « كافر شده است به خدا ، هر كه از نسبى بيزارى جويد ، و هر چند كه آن نسب ، دقيق و باريك و پوشيده باشد » ( و ثبوتش اشكالى داشته باشد ) .
2733 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از ابن فضّال ، از ابو المغرا ، از ابو بصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : . . . تا آخر آنچه در حديث اوّل است .
2734 / 3 . على بن محمد ، از صالح بن ابى حمّاد ، از ابن ابى عمير و ابن فضّال ، از مردان پراكنده - يعنى راويان بسيار - ، از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است كه فرمودند : « انتفا و تبّرى از حسب ؛ يعنى نفى نسب ، كافر شدن است به خداى بزرگوار . و هر چند كه آن نسبت ، دقيق و باريك باشد » .
باب در بيان آنكه مسلمانان را مىرنجاند . . .
145 . باب در بيان آنكه مسلمانان را مىرنجاند ، و ايشان را خوار و بىمقدار نمايد
2735 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از هشام بن سالم روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « خداى عز و جل فرموده است كه :
هر كه بندهء مؤمن را برنجاند ، بايد كه عالم شود به جنگى كه از جانب من صادر شود « 2 » ، و
هامش
( 1 ) . و انتفاء - به كسر اوّل - ، سه معنى دارد : نيست شدن و بيرون رفتن و بىگناهى نمودن . و مراد از آن در اينجا ، تبّرى و بيزارى جستن پدر است از نسب فرزند خويش ، يا بعضى از خويشان از بعضى ديگر . ( مترجم )
( 2 ) . يعنى بداند كه با او جنگ خواهم كرد . و مراد از جنگ آن جناب ، عذاب دنيا و آتش دوزخ است .