تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - فرمود كه : پيغمبر صلى الله عليه و آله حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السلام را افسون و تعويذ نمود و فرمود كه : أُعِيذُكُمَا بِكَلِمَاتِ اللَّهِ . . . وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ؛ « پناه مىدهم شما را به سخنان خدا كه كامل است ، و نام‌هايش كه نيكوتر است ، همهء آنها ، پناه مىدهم از بدى زهردار و جنبندهء زمين ، و از بدى چشم بد ، و از بدى حسدبرنده ، چون حسد برد » . بعد از آن پيغمبر صلى الله عليه و آله به جانب ما ملتفت شد و فرمود كه : ابراهيم ، اسماعيل و اسحاق عليهم السلام را همچنين تعويذ مىفرمود » . 3424 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن بكر ، از سليمان جعفرى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود : « چون شام كنى و بنگرى به آفتاب كه در كار غروب و پشت كردن باشد ، بگو كه : بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ . . . وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ به نام خدا و به خدا و ستايش مر خدايى است كه فرا نگرفته است زنى را و نه فرزندى ، و نبود او را شريكى در پادشاهى ، و نبود او را صاحب‌اختيار از روى خوارى ، و تعظيم كن او را ، تعظيم كردنى . و ستايش مر خدايى را است كه وصف مىكند و وصف كرده نمىشود ، و مىداند و دانسته نمىشود . مىداند خيانت چشم‌ها را و آن‌چه پنهان مىكند سينه‌ها . و پناه مىبرم به ذات خدا كه صاحب كرم است ، و به نام خداى بزرگ ، از بدى آن‌چه آفريده و خلق فرموده ، و از بدى آن‌چه در زير خاك است ، و از بدى آن‌چه نهان شده و هويدا گرديده ، و از بدى آن‌چه وصف كردم و آن‌چه وصف نكردم . و ستايش مر خدايى را است كه پروردگار جهانيان است » . و ذكر فرمود كه : « آن ايمنى است از هر درنده و از شيطان رانده‌شده و فرزندانش ، و هر چه به دندان بگزد يا بزند و بگزد . و صاحب اين عوذه چون به آن تكلّم كند ، از دزد و غولى « 1 » نترسد » . سليمان مىگويد كه : به آن حضرت عرض كردم كه : من صاحب شكارم كه درنده را شكار مىكنم ، و من در شب ، در ويرانه‌ها به سر مىبرم و شب به روز مىآورم و وحشت به هم مىرسانم . حضرت به من فرمود كه : « چون خواهى كه داخل شوى ، بگو : بِسْمِ اللَّهِ أَدْخُلُ ، و پاى راست خود را داخل كن ، و چون بيرون آيى ، پاى چپت را بيرون كن و خدا را نام ببر ، كه تو مكروهى را نبينى » .
هامش
( 1 ) . و غول - به ضمّ غين - ، ديو بيابان است كه مردم را در دشت و جنگ از راه بىراه برد و هلاك كند و ترساند . و در صحاح است كه : هر چه ناگاه فرو گيرد و هلاك كند ، و به فتح اوّل ، هلاك كردن است . ( مترجم )