تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « على - صلوات اللَّه عليه - بيمار شد ؛ پس رسول خدا صلى الله عليه و آله به نزد آن حضرت آمد و به او فرمود كه : بگو : اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ تَعْجِيلَ عَافِيَتِكَ ، وَصَبْراً عَلى بَلِيَّتِكَ ، وَخُرُوجاً إِلى رَحْمَتِكَ ؛ خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را شتابانيدن عافيت تو ، و شكيبايى بر رنج و سختى تو ، و بيرون رفتنى به سوى رحمت تو » . 3418 / 17 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از هارون بن مسلم ، از مسعدة بن صدقه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه : « پيغمبر صلى الله عليه و آله به اين دعا افسون مىفرمود : دست خود را بر موضع درد مىگذارى و مىگويى كه : أَيُّهَا الْوَجَعُ اسْكُنْ . . . يَوْمَ الرَّجْفَةِ وَالزَّلَازِلِ ؛ « اى درد ! بياسا به آرام و آسايش خدا ، و آرام گير به آراميدگى خدا ، و بازداشته شو به بازدارندهء خدا ، و ساكن شو به سكون خدا . پناه مىدهم تو را اى آدمى ! به آن‌چه پناه داده است خداى عز و جل به آن ، عرش خود و فرشتگان خود را در روز لرزش و زلزله‌ها » ، و هفت مرتبه اين را مىگويى و از سه مرتبه كمتر نباشد » . 3419 / 18 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از عمّار بن مبارك ، از عون بن سعد مولاى جعفرى ، از معاويه بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « دست خود را بر موضع درد مىگذارى و سه مرتبه مىگويى كه : اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ . . . وَتُعَافِيَنِي مِنْ بَلَائِكَ ؛ « خداوندا ! به درستى كه من سؤال كنم تو را به حقّ قرآن بزرگ ، كه فرود آمده است با آن روح الامين ، جبرئيل ، و آن در نزد تو در اصل ، كتاب بلندمرتبه است ، صاحب حكمت ، كه شفا دهى مرا به شفاى خود ، و دوا كنى مرا به دواى خود ، و عافيت بخشى مرا از بلاى خود » ، و بر محمد و آل محمد صلوات مىفرستى » . 3420 / 19 . احمد بن محمد ، از عوفى ، از على بن حسين ، از محمد بن عبداللَّه بن زراره ، از محمد بن فضيل ، از ابوحمزه روايت كرده است كه گفت : مرا دردى عارض شد در زانويم ؛ پس اين را به نزد امام محمد باقر عليه السلام شكايت كردم . فرمود كه : « چون نماز كنى ، بگو كه : يَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطى ، وَيَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ ، وَيَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ ارْحَمْ ضَعْفِي ، وَقِلَّةَ حِيلَتِي ، وَأَعْفِنِي مِنْ وَجَعِي ؛ اى بخشنده‌تر كسى كه عطا كرده ! و اى بهتر كسى كه سؤال‌شده ! و اى مهربان‌تر كسى كه از او مهربانى كسب شده ! رحم كن بر ناتوانى من و كمى چارهء من ، و عافيت ده مرا از درد من » ، ابوحمزه گفت كه : من اين را كردم و عافيت يافتم .