بر من ، آنچه را كه آن نيكوترين خوى تو است در نزد من . پس به حقيقت كه ناتوان شد توانايى من ، و كم شد چاره من ، و بريده شد از آفريدگانت اميد من ، و نماند ، مگر اميد تو ، و توكل من بر تو ، و توانايى تو بر من . اى پروردگار ! آنكه رحم كنى بر من و عافيت دهى مرا ، چون توانايى تو است بر من ، و عذاب كنى مرا و بيازمايى مرا . خداى من ! ياد نعمتهاى تو شاد مىكند مرا ، و اميد از براى انعام تو تقويت مىدهد مرا ، و تهى نبودهام از نعمت تو از آن زمان كه آفريدهاى مرا ، و تويى پروردگار من و آقاى من و پناهگاه من و پناه من ، و نگاه دار از براى من ، و بازدارندهء از من ، و مهربان به من ، و پابندهاى به روزى من ، و در قضاى تو و قدر تو است همهء آنچه من در آنم . پس بايد مىباشد ، اى بزرگ من و آقاى من ! در آنچه حكم نمودهاى و تقدير فرمودهاى و واجب ساختهاى ، شتابانيدن خلاصى من ، از آنچه من در آنم ، همهء آن ، و عافيت از براى من . به درستى كه من نمىيابم از براى دفع آن ، يكى را غير از تو ، و اعتماد ندارم در آن ، مگر بر تو . پس باش اى صاحب بزرگوارى و نوازش ! در نزد خوبى گمانم به تو ، و اميدم از براى تو ، و رحم كن زارى مرا ، و فروتنى من ، و ناتوانى ستون مرا ، و منّت گذار به آن بر من ، و بر هر خوانندهاى كه خوانده است تو را اى مهربانتر از مهربانان ! و صلوات فرستد خدا بر محمد و آل او » .
3387 / 9 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از على بن اسباط ، از اسماعيل بن يسار ، از بعضى از كسانى كه او را روايت كردهاند گفت كه : گفت : « چون امرى به تو رسد ، در سجدهء خود بگو كه : يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ ، يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ ؛ « اى جبرئيل ! اى محمد ! اى جبرئيل ! اى محمد ! » ، و اين را مكرّر مىكنى و مىگويى : اكْفِيَانِي مَا أَنَا فِيهِ ؛ فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ ، وَاحْفَظَانِي بِإِذْنِ اللَّهِ ؛ فَإِنَّكُمَا حَافِظَانِ « 1 » ؛ كفايت كنيد از من آنچه را كه من در آنم ، پس به درستى كه شما كفايتكنندههاى منيد . و نگاه داريد مرا به رخصت خدا ، پس به درستى كه شما نگاهداران منيد » . « 2 »
3388 / 10 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از محمد بن اعين ، از بشر يا بشير بن مسلمه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « حضرت على بن الحسين عليه السلام مىفرمود كه : باك ندارم چون اين كلمات را بگويم ، اگر انس و جن بر من اجتماع
هامش
( 1 ) . در نسخه مطابق برخى از نسخههاى كافى آمده : « حافظاى » و تغيير مطابق كافى مصحّح مىباشد .
( 2 ) . و در بعضى از نسخ كافى ، « كافيانى و حافظانى » ، با نون است و آن مخالف قياس عربيّت است . ( مترجم )