تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
زره خود را كه استوار است ، و زنده بدار مرا در پردهء خود كه نگاه‌دارنده است ، و به صلاح آور از برايم حال مرا در ميان من و ميان تو ، و ميان من و ميان آفريدگان تو ، و راست گردان گفتار مرا به كردار من ، و بركت ده از برايم در اهل من و مال من » « 1 » . باب در بيان دعا از براى قرض

54 . باب در بيان دعا از براى قرض

3375 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد و سهل بن زياد ، هر دو از ابن‌محبوب ، از جميل بن درّاج ، از وليد بن صبيح كه گفت : در نزد امام جعفر صادق عليه السلام شكايت كردم از قرضى كه از براى من بر مردم بود . فرمود : « بگو كه : اللَّهُمَّ لَحْظَةً مِنْ لَحَظَاتِكَ تَيَسَّرْ عَلى غُرَمَائِي بِهَا الْقَضَاءَ ، وَتَيَسَّرْ لِي بِهَا الِاقْتِضَاءَ ؛ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ خداوندا ! نِگريستنى از نگريستن‌هاى تو ، آسان مىگردانى بر قرض‌داران من به آن ادا را ، و آسان مىگردانى از برايم به آن خواستنى را . به درستى كه تو بر هر چيز توانايى » . 3376 / 2 . حسين بن محمد اشعرى ، از معلّى بن محمد ، از حسن بن على وشّاء ، از حمّاد بن عثمان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « مردى به خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه : اى پيغمبر خدا ! قرض و وسوسهء سينه بر من غالب شده . پيغمبر صلى الله عليه و آله به او فرمود كه : بگو : تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ . . . وَكَبِّرْهُ تَكْبِيراً ؛ توكل كردم بر زنده‌اى كه نمىميرد ، و ستايش مر خدايى را است كه فرا نگرفت زنى را و نه فرزندى ، و نبود از برايش شريكى در پادشاهى ، و نبود او را صاحب اختيارى از روى خوارى ، و تعظيم كن او را ، تعظيم كردنى » . حضرت فرمود : « پس آن مرد ، آن قدر كه خدا مىخواست ، صبر كرد ، بعد از آن بر پيغمبر صلى الله عليه و آله گذشت . حضرت او را آواز داد و فرمود كه : چه كردى ؟ عرض كرد كه : آن‌چه به من فرمودى يا رسول اللَّه ! پيوسته كردم ، و خدا قرض مرا ادا كرد ، و وسواس سينه‌ام را از من برد » .
هامش
( 1 ) . در بعضى از نسخ به جاى « وَافْضَلْ عَلَيّ » ، « وَ أَفِضْ عَلَيَّ » واقع است ، و آن امر است از افاضه به معنى ريزانيدن آب ، و در بعضى به جاى « دَارالْحَيَوَان » ، « دَارالْخُلُود » است ؛ يعنى خانهء جاويد ، و در بعضى به جاى « وَأحْيِنِي فِي سترِكَ » : « وَأَخْبِئْنِى » واقع است ؛ و آن امر است از اخباء . و در بعضى « أَجِنَّنِى » است ؛ و آن امر است از اجنان . و هر دو به معنى پوشيدن و پنهان كردن است . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 495 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى