قلانسى ، از ابن ابى يعفور ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه مسلمانان را ملاقات كند به دورو و دو زبان ، در روز قيامت بيايد و او را دو زبان باشد از آتش » .
2706 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از عثمان بن عيسى ، از ابو شيبه ، از زهرى ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « بد بندهاى است بندهاى كه دورو و دو زبان باشد ، كه برادر خود را مدح كند ، در حالى كه حاضر باشد ، و در حالى كه غايب باشد ، او را بخورد و غيبت كند . اگر عطا شود ، بر او حسد برد ، و اگر به بلايى مبتلى شود ، او را وا گذارد و يارى نكند » .
2707 / 3 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از على بن اسباط ، از عبد الرحمان بن حمّاد روايت كرده كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه : « خداى عز و جل به عيسى عليه السلام فرمود كه : اى عيسى ! بايد كه زبانت در نهان و آشكار ، يك زبان باشد ، و همچنين دلت . به درستى كه من تو را از نفست مىترسانم ، و كافى است كه من خبير و آگاه باشم . و دو زبان ، در يك دهان صلاحيّت ندارد و درست نمىآيد ، و نه دو شمشير ، در يك غلاف ، و نه دو دل ، در يك سينه ، و همچنين است ذهنها » ( يعنى دو خيال ، در يك نفس ) .
باب در بيان هجرت
141 . باب در بيان هجرت « 1 »
2708 / 1 . حسين بن محمد روايت كرده است ، از جعفر بن محمد ، از قاسم بن ربيع و چند نفر از اصحاب ما ، از احمد بن محمد بن خالد كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه : در وصيّت مفضّل است كه شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « دو مرد بر هجران از يكديگر جُدا نمىشوند ، مگر آنكه يكى از ايشان مستوجب و سزاوار بيزارى و لعنت مىشود ، و بسا است كه هر دو اين را مستوجب مىشوند » . پس معتّب به حضرت عرض كرد كه : خدا مرا فداى تو گرداند ! اينك ظالم است كه مستوجب اين است . پس حال مظلوم چيست ؟ و او را چه باك است كه بايد مستوجب بيزارى و لعنت باشد ؟ فرمود : « زيرا كه برادرش را به سوى پيوند با خود نمىخواند ، و براى او ( از سخنش تن به غفلت نمىدهد ) ، و از سر آن نمىگذرد . و شنيدم از پدرم عليه السلام كه مىفرمود : چون دو كس باهم نزاع كنند و يكى از
هامش
( 1 ) . و هجرت ، چون هجران - به كسر هاء و سكون جيم - ، جدايى كردن و دور شدن است از كسى . ( مترجم )