جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « هر چه را ترك كنى و وا گذارى ، اين را وا مگذار ، كه در هر صبح و شام بگويى كه : اللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ أَسْتَغْفِرُك في هذا الصَّباحِ . . . وَكَمَا يَنْبَغِي لِوَجْهِ رَبِّي ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ؛ خداوندا ! به درستى كه صبح كردهام كه آمرزش مىطلبم از تو در اين صبح و در اين روز از براى اهل رحمت تو ، و بيزارى مىجويم به سوى تو از اهل لعنت تو . خداوندا ! به درستى كه من صبح كردهام ، بيزارم به سوى تو در اين روز و در اين صبح از كسى كه ما در ميان پشتهاى ايشانيم ، از مشركان و از آنچه بودند كه مىپرستيدند . به درستى كه ايشان بودند گروه بدنافرمانان . خداوندا ! بگردان آنچه را كه فرو فرستادهاى از آسمان به سوى زمين در اين صبح و در اين روز ، بركت بر دوستان خود و عقاب بر دشمنان خود . خداوندا ! دوستى كن با هر كه دوستى كرد با تو و دشمنى كن با هر كه دشمنى كرد با تو . خداوندا ! ختم كن از برايم به ايمنى و ايمان . خداوندا ! بيامرز مرا و پدر و مادر مرا و رحم كن ايشان را ، چنانچه پرورش دادند مرا در حال خُردى . خداوندا ! بيامرز مردان مؤمن و زنان مؤمنه را و مردان مسلمان و زنان مسلمان و زندههاى از ايشان و مردگان . به درستى كه تو مىدانى جاى گرديدن ايشان و منزلگاه ايشان . خداوندا ! حفظ كن پيشواى مسلمانان را به حفظ ايمان ، و يارى كن او را يارى كردنى ارجمند ، و بگشا از برايش گشادىاى آسان ، و قرار ده از برايش و از براى ما در نزد خود سلطنتى يارى دهنده . خداوندا ! لعنت كن فلان و فلان ، و گروههايى را كه اختلاف كردند بر فرستادهء تو و ايمان به امر امامت بعد از رسول تو ، و پيشوايان بعد از او و شيعيان ايشان ، و سؤال مىكنم از تو زيادتى را از فضل تو ، و اقرار كردن به آنچه آمده است به آن از نزد تو ، و تسليم كردن از براى فرمان تو ، و محافظت كردن هر آنچه امر فرمودهاى به آن . نه مىطلبم به آن بدلى را و نه مىخرم به آن بهاى اندكى را . خداوندا ! هدايت كن مرا در كسانى كه هدايت كردهاى ، و نگاه دار مرا بدى آنچه حكم فرمودهاى . به درستى كه تو حكم مىفرمايى و حكم كرده نمىشود بر تو ، و خوار نمىشود كسى را كه دوست داشتهاى .
مباركى و برترى دارى . پاك و منزّه مىشمارم تو را . اى پروردگار خانهء كعبه ! بپذير از من دعاى مرا و آنچه تقرّب جستم به آن به سوى تو از خوبى . پس دوچندان كن آن را از برايم ، دوچندانهاى بسيار ، و بده به ما از نزد خود مزد بزرگى را . اى پروردگار من ! چه نيكو است آنچه انعام كردهاى مرا و بزرگست ، آنچه عطا كردهاى به من و دراز است ، آنچه عافيت دادهاى مرا و بسيار است ، آنچه پوشيدهاى بر من . پس تو راست ستايش ، اى خداى من ! در
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 437
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٣٧