« بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ »
« 1 » ؛ و حضرت فرموده : « به خدا سوگند كه ايشان نكردند ، و حضرت ابراهيم دروغ نگفت » .
راوى مىگويد كه : پس حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « اى صيقل ! چيست در نزد شما در اين آيه ، و در شرح آنچه مىگوييد ؟ » عرض كردم كه : در اين آيه ، در نزد ما چيزى غير از تسليم و گردن نهادن نيست .
راوى مىگويد كه : حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « خداى عز و جل دو چيز را دوست داشته و دو چيز را دشمن داشته : راه رفتن را به ناز و كرشمه در ميان دو صف [ كارزار ] دوست داشته ، و دروغ گفتن در اصلاح را دوست داشته ، و متكبّرانه رفتن را در كوچهها و راهها دشمن داشته ، و دروغ گفتن را در غير اصلاح ، دشمن داشته . به درستى كه ابراهيم عليه السلام ، جز اين نيست كه گفت :
« بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا »
، به جهت ارادهء اصلاح و دلالت كردن بر اينكه آن بتها اين را نمىكنند ، و يوسف عليه السلام ، به جهت ارادهء اصلاح ، گفت ، آنچه گفت » .
2700 / 18 . از او ، از پدرش ، از صفوان ، از ابو مخلد سرّاج ، از عيسى بن حسّان روايت است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « هر دروغى ، روزى صاحبش از آن سؤال خواهد شد ، مگر دروغ گفتن در سه چيز : يكى مردى كه در جنگ خود رنج و زحمت مىكشد « 2 » . پس آن دروغ از او موضوع [ وبرداشته شده ] است . يا مردى كه در ميان دو نفر اصلاح مىكند ، و اين يكى را ملاقات مىكند ، به غير آنچه آن ديگرى را ملاقات مىكند ، و اراده دارد كه به اين طريقه ، در ميان ايشان اصلاح كند . يا مردى كه به اهل خويش چيزى را وعده مىدهد ، و اراده ندارد كه آن وعده را از براى ايشان تمام كند » .
2701 / 19 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ،
هامش
( 1 ) . أنبياء ، 63 . يعنى : « حضرت ابراهيم گفت كه : بلكه كرده است اين كار را بزرگ ايشان ، كه اين بت است . پس بپرسيداز ايشان ، كه كى ايشان را شكسته است ، اگر چنان باشند كه سخن گويند ؛ يعنى : اين عمل ، از فعل بت بزرگ است ، اگر گويا شوند . پس از ايشان بپرسيد . و اين مثل آن است ، اگر شخصى مىگويد كه : فلان كس راست مىگويد ، در آنچه مىگويد ، اگر آسمان در بالاى سر ما نباشد . پس خلاصهء معنى آن است كه ، بت بزرگ ، ايشان را شكسته ، اگر چنان باشد كه اينها به سخن درآيند و جواب شما بدهند ، و ليكن جواب گفتن ايشان ، امرى است محال . پس اينكه بزرگ ايشان ، ايشان را شكسته باشد ، محال باشد . ( مترجم )
( 2 ) . ترجمه بر اساس وجود « كادح » در نسخهى مترجم است ، ولى در متن كنونى كافى ، « كائد » آمده كه به معناى حيلهدر جنگ است و درستتر مىنمايد .