تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
صد آيه بخواند » . 3205 / 3 . حميد بن زياد ، از حسن بن محمد بن سماعه ، از وهيب بن حفص ، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را از روش مردن مؤمن سؤال كردم . فرمود كه : « مؤمن به هر نوعى از مردن مىميرد ؛ به غرق مىميرد ، و به خراب شدن بنا مىميرد ، و به درنده مبتلى مىشود ، و به صاعقه مىميرد . و صاعقه به كسى نمىرسد كه خداى - تعالى - را ذكر كند » . باب در بيان خاصيّت اشتغال به ذكر خداى تعالى

24 . باب در بيان خاصيّت اشتغال به ذكر خداى تعالى

3206 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از هشام بن سالم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « خداى - تعالى - مىفرمايد كه : هر كه به ذكر من مشغول شود ، از آن كه مرا سؤال كند « 1 » او را عطا كنم ، بهتر چيزى كه عطا مىكنم به كسى كه از من سؤال كرده » . 3207 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از محمد بن اسماعيل ، از منصور بن يونس ، از هارون بن خارجه ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « به درستى كه بنده از برايش به سوى خدا حاجتى مىباشد ، پس آغاز مىكند به ثنا بر خدا و صلوات بر محمد و آل محمد ، تا آنكه حاجت خود را فراموش مىكند ، و خدا آن حاجت را از برايش روا مىكند ، بىآنكه آن را از او سؤال كند » . باب در بيان ثواب ذكر خداى تعالى در نهانى

25 . باب در بيان ثواب ذكر خداى تعالى در نهانى

3208 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن‌محبوب ، از ابراهيم بن ابىالبلاد ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « خداى - تعالى - فرموده است كه : هر كه مرا در نهانى ياد كند ، او را در آشكار ياد كنم » . 3209 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از اسماعيل بن مهران ، از سيف بن عميره ، از سليمان بن عمرو ، از ابوالمغراء خصّاف كه آن را مرفوع ساخته گفت كه : اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : « هر كه خداى - تعالى - را در نهانى ياد
هامش
( 1 ) . يعنى اشتغال به ذكر خدا ، درخواستش را از يادش ببرد .