تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
2680 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن يحيى ، از طلحة بن زيد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : آن حضرت را سؤال كردم از دو شهر از كافران حربى ، كه هر يك از آنها را پادشاهى است علىحدة و جداگانه ، با هم جنگ كردند ، بعد از آن آشتى كردند . پس يكى از آن دو پادشاه با ديگرى بىوفايى كرد ، و به نزد مسلمانان آمد و با ايشان مصالحه نمود ، بر اين شرط كه ايشان با او به جنگ آن شهر روند « 1 » . حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « سزاوار نيست مسلمانان را كه بىوفايى كنند ، و نه آنكه به بىوفايى امر كنند ، و نه آنكه با آن كسانى كه بىوفايى كرده‌اند ، جنگ كنند ، و ليكن خود مسلمانان با مشركان جنگ مىكنند ، در هر جا كه ايشان را بيابند . و آنچه كافران بر آن با يكديگر عهد كرده‌اند ، بر مسلمانان جايز نيست » . 2681 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از محمد بن حسن بن شمّون ، از عبداللَّه بن عمرو بن اشعث ، از عبداللَّه بن حمّاد انصارى ، از يحيى بن عبداللَّه بن حسن ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر كه با امامى بىوفايى نمايد ، در روز قيامت مىآيد ، در حالتى كه كنارهء دهانش ميل كرده [ و كج شده ] ، تا آنكه در آتش دوزخ داخل مىشود » . 2682 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از على بن اسباط ، از عمويش يعقوب بن سالم ، از ابو الحسن عبدى ، از سعد بن طريف ، از اصبغ بن نباته روايت كرده است كه گفت : اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - روزى فرمود - در حالى كه بر سر منبر در كوفه خطبه مىفرمود - كه : « اى گروه مردمان ! اگر كراهت بىوفايى نبود ، من زيرك‌ترين مردمان بودم . آگاه باشيد ! كه هر بىوفايى را نابكارى است ، و هر نابكارى را كفرى هست . و به درستى كه بىوفايى و نابكارى و خيانت ، در آتش دوزخ است » ( و اين كنايه است از آنكه بىوفا و نابكار و خيانتكار ، در دوزخ خواهند بود ) . باب در بيان دروغ

139 . باب در بيان دروغ

2683 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از اسحاق بن عمّار ، از ابو نعمان روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه : « اى ابو نعمان !
هامش
( 1 ) . و بنابر بعضى از نسخ كافى ، با ايشان به جنگ آن شهر روند ؛ يعنى او و لشكرش .