تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
است مؤمن را كه دعايش در هنگام رخا و نعمت ، مانند دعاى او باشد در وقت شدّت و رحمت . و چنين نباشد كه همين كه به او عطا شود ، سست شود و دعا را كم كند . پس بايد كه از دعا ملال به هم نرساند ؛ زيرا كه آن نسبت به خداى - تعالى - در مكان بلندى است ، و در نزد آن جناب ، رتبه و منزلهء عظيمى دارد . و بر تو باد به صبر كردن و طلب حلال نمودن و صلهء رحم به جا آوردن ، و بپرهيز از عداوت كردن با مردم و معارضه نمودن . پس به درستى كه ما اهل بيت و خاندانى هستيم كه مىپيونديم به كسى كه از ما بريده ، و نيكى مىكنيم با كسى كه با ما بدى كرد . پس به خدا سوگند كه در اين امر ، عاقبتِ نيكو مىبينيم . به درستى كه صاحب نعمت در دنيا ، چون سؤال كند و به او عطا شود ، غير از آن‌چه را كه سؤال كرده طلب خواهد كرد ، و نعمت در چشمش كوچك مىشود و از چيزى سير نمىشود . و چون نعمت‌ها بسيار شود ، مسلمان به واسطهء آن بر خطر عظيمى باشد ، به جهت حقوقى كه بر او واجب مىشود ، و آن‌چه در آنها ترسيده مىشود از فريفتگى . مرا از خود خبر ده و به من بگو كه : اگر من به تو سخنى بگويم ، آيا چنان هستى كه به آن از من وثوق داشته باشى و بر سخن من اعتماد خواهى كرد ؟ » به آن حضرت عرض كردم كه : فداى تو گردم ! هرگاه به فرمودهء تو وثوق نداشته باشم ، به كى وثوق داشته باشم ، و حال آنكه تو حجّت خدايى بر خلقش ؟ فرمود : « پس به خدا وثوق‌دارنده‌تر باش ؛ زيرا كه تو بر موعدى هستى از خداى - تعالى - و آن جناب با تو وعده فرموده . آيا خداى عز و جل نمىفرمايد كه :
« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ »
« 1 » ؛ يعنى : « و چون پرسند تو را بندگان من از من ( يعنى از صفت من يا از معاملهء من با ايشان در وقت دعا كردن - چنان‌كه ظاهر اين حديث است - ) ، پس به درستى كه من نزديكم ( يعنى علم من احاطه كرده است به احوال ايشان و به اجابت دعاى ايشان ) ، اجابت مىكنم خواندن خواننده را چون بخواند مرا » . و فرموده است كه :
« لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ »
« 2 » ؛ يعنى : « نوميد مشويد از رحمت و بخشش خدا » . و فرموده كه :
« وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا »
« 3 » ؛ يعنى : « و خدا وعده مىدهد شما را آمرزشى از جانب خود ، و افزونى در دنيا ، و يا مزيّت در عقبى » . پس به خدا وثوق‌دارنده‌تر باش از خود ، به غير آن جناب . و در دل‌هاى خويش غير از خوبى قرار مدهيد ، و به جز گمان نيك به خداوندِ خود چيزى را در خاطر
هامش
( 1 ) . بقره ، 186 . ( 2 ) . زمر ، 53 . ( 3 ) . بقره ، 268 .