بدار و سعى كن كه گريه كنى ، و اگرچه مانند سر مگس باشد . به درستى كه پدرم مىفرمود كه :
نزديكترين حالات بنده نسبت به حضرت پروردگار - تعالى - ، و وقتى كه از همهء اوقات به او نزديكتر مىباشد ، وقتى است كه او سجدهكننده و گريان باشد » .
3140 / 11 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از عبداللَّه بن مغيره ، از اسماعيل بجلى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اگر تو را گريه نيايد ، خود را به گريه بدار ، و اگر آن قدر اشك كه مانند سر مگس باشد ، از چشم تو بيرون آيد ، په په » « 1 » .
باب ثنا پيش از دعا
16 . باب ثنا پيش از دعا
3141 / 1 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از صفوان بن يحيى ، از حارث بن مغيره روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « بپرهيزيد ، چون يكى از شما خواسته باشد كه چيزى از حاجتهاى دنيا و آخرت را از پروردگار خويش سؤال كند ، تا آنكه آغاز كند به ثناى بر خداى - تعالى - و مدح آن جناب ، و صلوات بر پيغمبر صلى الله عليه و آله . بعد از آن ، حاجتهاى خود را سؤال مىكند » .
3142 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابنفضّال ، از ابنبكير ، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه فرمود : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « به درستى كه در كتاب اميرالمؤمنين عليه السلام مذكور است كه : مدح و ثنا ، پيش از سؤال است . پس چون خداى - تعالى - را بخوانى ، او را تعظيم نما و به بزرگى ياد كن » . عرض كردم كه : چگونه او را تعظيم كنم ؟ فرمود كه : « مىگويى : يا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ الَىّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ يا فَعَّالًا لِما يُريدُ يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظِرِ الْاعَلى يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْئٌ . اى كسى كه او نزديكتر است به سوى من از رگ گردن . اى آنكه بسياركننده است آنچه را بخواهد ! اى آنكه مانع گردد ميان مرد و دل او ! اى آنكه او در نظرگاه بالاتر است ! اى آنكه نيست چون او چيزى ! » .
3143 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از ابنسنان ، از معاويه بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « جز اين نيست كه قصّهء عرض حاجت ، اوّل ، مدحت است . بعد از آن ، ثنا است . بعد از آن ، اقرار به گناه . بعد از آن ، سؤال و درخواستن . به خدا سوگند كه هيچ بندهاى از گناهى بيرون نرفته ، مگر به واسطهء اقرار
هامش
( 1 ) . و په ، كلمهاى است كه نزد مدح و رضا به چيزى مىگويند ، و تكرار آن به جهت مبالغه است .