گاهى آن را بلند كنى و گاهى پست كنى . و ابتهال آن است كه دستها و ذراع خود را به سوى آسمان بگشايى . و ابتهال ، در هنگامى است كه اسباب گريه را ببينى » .
3127 / 5 . از او ، از پدرش ، از هارون بن خارجه ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت : آن حضرت را سؤال كردم از دعا و برداشتن دستها . فرمود كه : « آن بر چهار وجه است : امّا در حال پناه بردن ، باطن كفهاى خويش را رو به قبله مىآورى ، و امّا در حال دعا در باب روزى ، كفهاى خود را مىگشايى و باطن آنها را به سوى آسمان ظاهر مىكنى ، و امّا تبتّل ، اشاره كردن تو است به انگشت سبّابهء خود ، و امّا ابتهال ، برداشتن تو است دستهاى خود را در حالى كه آنها را از سر خود بگذرانى و آنها را از جانب سر بلند كنى . و دعاى تضرّع آن است كه انگشت سبّابهء خود را بجنبانى از آنجا كه به روى تو نزديك باشد ، و آن دعاى ترس است » .
3128 / 6 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابنمحبوب ، از ابوايّوب ، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام را سؤال كردم ، تا آخر حديث دويم اين باب .
3129 / 7 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد ، از حريز ، از محمد بن مسلم و زراره روايت كرده است كه گفتند : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كرديم كه : مسئلت و درخواست به سوى خداى - تعالى - چگونه است ؟ فرمود كه : « كفهاى خود را مىگشايى » .
عرض كرديم كه : استعاذه و پناهجويى به او به چه كيفيّت است ؟ فرمود كه : « كفهاى خود را ظاهر مىگردانى . و تبتّل ، اشاره است به انگشت ، و تضرّع ، جنبانيدن انگشت است ، و ابتهال ، آن است كه هر دو دستهاى خود را بكشى » .
باب در بيان ثمرهء گريستن
15 . باب در بيان ثمرهء گريستن
3130 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از منصور بن يونس ، از محمد بن مروان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هيچ چيز نيست ، مگر اينكه آن را كيل و وزنى هست ، مگر اشكهاى چشم . پس به درستى كه يك چكيدهاى از آن ، درياهايى از آتش را فرو مىنشاند و خاموش مىگرداند . پس چون چشم پر شود از آب خويش و آن را بريزد ، غبار سياه و نشانهء اندوه و خوارى و رسوايى روى صاحب آن را