ابى حمزه ، از ابو بصير روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود :
« هر كه از روى ستم مال برادر خود را بخورد و آن را به سويش رد نكند ، در روز قيامت پارهاى از آتش دوزخ را خواهد خورد » .
2665 / 16 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از طلحة بن زيد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « آنكه به ظلم عمل مىكند ، و آنكه او را يارى مىكند ، و آنكه به آن راضى است ، هر سه شريكند » .
2666 / 17 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از هشام بن سالم كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « به درستى كه بنده ، گاه است كه مظلوم مىباشد ؛ پس پيوسته دعا مىكند ، تا آنكه ظالم مىشود » . « 1 »
2667 / 18 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از پدرش ، از ابو نهشل ، از عبداللَّه بن سنان ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : آن حضرت فرمود : « هر كه ستمكارى را معذور دارد به ستمى كه كرده و بهانه را از او بپذيرد ، خدا كسى را بر او مسلّط گرداند كه بر او ستم كند ، و اگر دُعا كند ، دعايش مستجاب نشود ، و خداى عز و جل او را مزد ندهد بر ستمى كه به او رسيده است » .
2668 / 19 . از او ، از محمد بن عيسى ، از ابراهيم بن عبد الحميد ، از على بن ابى حمزه ، از ابو بصير ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود : « خداى عز و جل از هيچ ظالم انتقام نكشيده ، مگر به ظالمى ديگر . و اين است معنى قول خداى عز و جل كه فرموده :
« وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً »
« 2 » ؛ يعنى : و چنان كه فرو مىگذاريم كافران جن و انس را به سبب عناد ايشان ، تا بر يكديگر مسلّط شوند ، مسلّط مىگردانيم بعضى از ظالمان را بر بعضى ، و وا مىگذاريم
هامش
( 1 ) . و مراد اين است كه بر ظالم نفرين مىكند ، و در نفرين زيادهروى مىكند ، مثل آنكه به اذيّت جزيى ، دعاهايى مىخواند كه او را بكشد . و بعضى گمان كردهاند كه مراد اين است كه ، ظالم را دعا مىكند . و هر كه ظالم را دعا مىكند ، ظالم باشد ؛ زيرا كه به ظلم او راضى شده ، و دوست داشته كه خدا در زمين نافرمانى شود . و به گمان فقير ، اين معنى درست نيست ؛ زيرا كه اگر مراد اين باشد كه ظالمِ بر خود را دعا مىكند ، به جهت ظلمى كه كرده ، به محض دعا ، ظالم است . پس نبايد كه پيوسته دعا كند ، تا ظالم شود ؛ بلكه به محض رضامندى به ظلم ظالم ، ظالم باشد ، بىآنكه دعا كند . و اگر او را دعا كند ، نه به جهت ظلم ، چرا ظالم باشد ؟ و اگر مراد اين باشد كه ظالمى را دعا مىكند كه بر ظالم « به » او مسلّط است ، و مانع است از ظلم او ، اگر به همهء اقسام ، بد باشد ، چه احتياج به پيوستگى دعا . و اگر تفصيل داشته باشد ، حكم به ظالميّت داعى ، بر سبيل اطلاق يا عموم ، صورت ندارد . ( مترجم )
( 2 ) . أنعام ، 129 .